من اسیر شده ام ... من اسیر شده ام،درمیان شکافی از نرسیدن
من اسیر شده ام ... من اسیر شده ام،درمیان شکافی از نرسیدن هایم اسیرشده ام ... در میان ناامیدی هایم اسیرشده ام ... در دل حسرت هایم اسیر شده ام ... من محکوم شده ام ... من ب جان سپردن ذره ذره ب انسان ها محکوم شده ام ... ب گریه کردن های همیشگیم محکوم شده ام ... ب شکستن در دل بزرگترین خیانت ها و دروغ ها محکوم شده ام ... ب شکسته شدن حریمه عاشقانه ام محکوم شده ام ... من اسیر محکومیت های بی فرجام آدمکهای عبوس شده ام ... من اسیر شده ام ... من محکوم شده ام ... هی هات ... ! چ بی صدا میشکند این غروره ب عشق تنه هرزگی داده ام ... تونیز بگذر ... همچون آنان ک گذر از خیالم را نشانه موفقیتی کردند بر سر در حماقت هایشان ..
- ۵۳۶
- ۱۰ خرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط