{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‌ چای ،

‌ چای ،
ابعادِ گرمی بود
برای نشستنِ با تو

شعرهایم ،
چایِ تازه دمی بود
برای عصر تنهایی
و یاد تو

کاش ،
بحثِ هر شبِ من و چای
با حادثه ی ناگهانِ تو
گرم تر می شد !

کوروش_مهرگان
دایی_رضا
دیدگاه ها (۱۶)

بر روی ویترین یک کتابفروشی در شهر رُم نوشته شده: همه مردم،عش...

ان شالله یکی از حس های خوب امسالمون این مدلی بگذره 😍 😍 😍 😍 😍...

یک سال دیگربی حضور "تو" در کنارمو بدون "تو"شروع شد...!!!

-این که یک روز،مهندس برود در پی شعرسر و سرّیست که با موی پری...

برای تو می نویسم : برای تویی که قلبت پاک است ! برای تویی که ...

تو نیستیو من نمی دانم با دوستت دارمهاییکه هنوز روی لبهایم جا...

‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط