{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلتنگ میشوم...

دلتنگ میشوم...
وقتی که هوای حوصله ام ابریست!!!

دلم یک عصر دلگیر میخواهدو یک پیاده رو بی انتها...
تا تمام دردهایم را در تن سردش جا گذارم.آنقدر گلایه کنم...
که آسمان بشکند سد غرورش را...

و رد پایم را از دل سنگفرش های زخمی پاک کند...
تا شاید دل بی قرارم اندکی آرام گیرد...

شاید که لبخند درختان به وقت گریه ی ابراجابتی باشد...
و خدا آغوش بگشاید به روی تنهایی هایم....!!!
دیدگاه ها (۶)

گفتمش سلطان قلبم تو کجا اینجا کجامنطق و عشق و خرابات بوده ان...

کنار پنجره محو شقایق می شوم گاهیچه پنهان از شما من نیز عاشق ...

وقت رفتن چشمهایت را تماشا می کنم. غصه هارا می کشم در خویش و ...

گفتمش دل؟ میخری پرسید به چند؟گفتمش دل مال تو تنها بخندخنده ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط