{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می خواستم دستان خدا را بگیرم

می خواستم دستان خدا را بگیرم
ندا آمد: دستان افتاده ای را بگیر . . .
دیدگاه ها (۴)

عهدی را که در طوفان با خدا می بندی در آرامش فراموش نکن . . .

دیروز از هر چه بود گذشتیم و امروز از هر چه بودیم!!!آنجا پشت ...

وهدفی ، من دنبال توامتو معبودی ، من عبد توامتوعشقی ، من عاشق...

و همیشه آغوشش باز است، نگفته تو را می‌خوانداگر هیچکس نیست، خ...

رمان ارام باش

می‌خواستم تو را در آغوش‌ بگیرم ، مثل یک قوی سپید و پر هایش ک...

رمان آرام باش

مرسی از همتون 😘🎀من میخواستم اینو بگم چون خیلی دیده بودم که ا...

خــدایـا دفتر امروز را بانام و یادت می گشایمیــاریــم کـــن ...

همیشه از خدا می‌خواستم اسپایدرمن باشم فعلا بخش پیتر پارکرش ر...

حالم خیلی بده خیلی😭😭 راحله میخوام من عشمو میخوام 💔♥💔♥خدایا م...

رمان آرام باشپارت ۷ نزدیک شد و بوسیه عمیقی و شروع کرددد بعد...

وای دقیقا منم یبار رفتم ترامپولینگ بعد افتادم دماغم خون امد ...

میخوام پیش استاده کره ای یاد بگیرم🤤🍓🤣🤣سـوالــ پـســت🐰دختری ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط