{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امید را از نجاری آموختم که

امید را از نجاری آموختم که 
مغازه اش آتش گرفت
و زغـــال فروشی باز کرد...!!!
.
.










البته مواد هم میفروخت
یهو همسایه ها لوش دادن

:-)

امیدوارم همیشه دلشاد و خندون باشید
دیدگاه ها (۱۴)

مناجات آبادانی!.......ولک خدایا مو اگه بعضی وقتا نماز نمی‌خو...

سه‌شنبه ام را با نام زیبایت آغاز میکنمبسم الله النور.....خد...

احتیاجــــــــــــــے نـــــــــــــــــــے کـــــــــــــــ...

خــــــــــدایا!میخواستم بنویسم خیلے تنهایم ، سجـــــاده ام ...

ذغال های خاموش را ڪنار ذغال روشن می گذارند تا روشن شود ،هم...

مهم کپشنو بخون رفیق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط