فیک { من کی هستم؟ } 𝗉.𝟤
فیک { من کی هستم؟ } 𝗉.𝟤
از زبان تهیونگ :
حس کردم داره تکون میخوره.. سریع سرم رو اوردم بالا دیدیم چشماش داره باز میشه
تهیونگ : ا/ت ا/ت حالت خوبه؟ ( نگران )
ا/ت : ش.شما کی ه.هستین؟ م.من کجام؟ ( لکنت و تعجب )
حس کردم قلبم تیکه تیکه شده
تهیونگ : هیچی نیست بعدا بهت توضیح میدم الان حالت خوبه؟
ا/ت : ا.اره
از زبان ا/ت :
سرم به شدت درد میکرد.. هیچی یادم نمیومد.. حس عجیبی به اون پسره داشتم.. انگار میشناختمش..
تو این فکرا بودم که یک پسر و با یک دختر با عجله وارد اتاق شدنو به سمتم اومدن
جیمین : ابجی حالت خوبه؟ تهیونگ تو خوبی؟ ( نگران )
هانا : بچه ها حالتون خوبه؟ ( نگران )
اونا چی میگفتن؟ ابجی؟ تهیونگ؟ هیچی نمیفهمیدم
تهیونگ : ما حالمون خوبه.. عام ا/ت کِی مرخص میشه؟
جیمین : سُرُم رو که بزنن مرخص میشه
تهیونگ : اها اوکی
با چشمای گشاد شده و پر از سوال بهشون خیره شده بودم
هانا : آی دختر چقد کیوت شدی ( خنده ) خب ببین من هانا ام دوستت و این ( رو به جیمین ) داداشته اسمش جیمینه و دوست پسر منه اینم ( رو به تهیونگ ) رفیق صمیمیته و اسمش تهیونگه
تهیونگ : هانا بعدا راجب اینا حرف میزنیم
هانا : خب چیه بزار بگم اها راستی اسمت ا/ت عه
ا/ت : عام ( اب دهنش رو قورت داد ) من واقعا گیج شدم
هانا : طبیعیه حالا بعدا بهت توضیح میدم
تهیونگ : لازم نکرده خودم میگم
هانا : خب حالا غیرتی نشو
* همه زدن زیر خنده به جز ا/ت *
فلش بک بعد از اینکه ا/ت مرخص شد :
مرخص شدم و کمکم کردن تا بریم و سوار ماشین بشیم
رسیدیم خونه فک میکنم این خونه ی من هستش
هانا : پسرا شما برین من پیشش می مونم
تهیونگ : نه من خودم می مونم شما برین
هانا : باشه هرجور راحتی
* جیمین و هانا رفتن *
تهیونگ : ا/ت بیا بریم اتاقت
ا/ت : باشه
*رفتن طبقه ی بالا توی اتاق ا/ت*
*تهیونگ ا/ت رو اروم روی تخت گذاشت و کنارش نشست*
تهیونگ : ا/ت یعنی واقعا هیچی از منو.. منو خاطراتمون یادت نمیاد؟ ( کمی بغض )
سرش رو انداخته بود پایین و بغض کرده بود.. قلبمداشت از جاش در میومد
ا/ت : ن.نه م.متاسفم
دیدم اشکاش دارن میریزن روی پاهاش.. با دستم سرش رو گرفتم بالا و اشکاشو پاک کردم.. دست خودم نبود.. نمیتونستم گریه هاشو ببینم
تهیونگ : ا/ت میای بریم قدم بزنیم و همه چیو بهت توضیح بدم؟
ا/ت : باشه بریم
و بعدش....
خماریییی🎀🚬
امیدوارم حمایت کنین بوث بهتون💁🏻♀️✨
#جونگکوک #کوک #جیمین #نامجون #تهیونگ #وی #جین #شوگا #یونگی #جیهوپ #فیک_بی تی_اس #بی_تی_اس #یونمین #تهکوک #نامجین #فیک_تهیونگ #بنگتن
از زبان تهیونگ :
حس کردم داره تکون میخوره.. سریع سرم رو اوردم بالا دیدیم چشماش داره باز میشه
تهیونگ : ا/ت ا/ت حالت خوبه؟ ( نگران )
ا/ت : ش.شما کی ه.هستین؟ م.من کجام؟ ( لکنت و تعجب )
حس کردم قلبم تیکه تیکه شده
تهیونگ : هیچی نیست بعدا بهت توضیح میدم الان حالت خوبه؟
ا/ت : ا.اره
از زبان ا/ت :
سرم به شدت درد میکرد.. هیچی یادم نمیومد.. حس عجیبی به اون پسره داشتم.. انگار میشناختمش..
تو این فکرا بودم که یک پسر و با یک دختر با عجله وارد اتاق شدنو به سمتم اومدن
جیمین : ابجی حالت خوبه؟ تهیونگ تو خوبی؟ ( نگران )
هانا : بچه ها حالتون خوبه؟ ( نگران )
اونا چی میگفتن؟ ابجی؟ تهیونگ؟ هیچی نمیفهمیدم
تهیونگ : ما حالمون خوبه.. عام ا/ت کِی مرخص میشه؟
جیمین : سُرُم رو که بزنن مرخص میشه
تهیونگ : اها اوکی
با چشمای گشاد شده و پر از سوال بهشون خیره شده بودم
هانا : آی دختر چقد کیوت شدی ( خنده ) خب ببین من هانا ام دوستت و این ( رو به جیمین ) داداشته اسمش جیمینه و دوست پسر منه اینم ( رو به تهیونگ ) رفیق صمیمیته و اسمش تهیونگه
تهیونگ : هانا بعدا راجب اینا حرف میزنیم
هانا : خب چیه بزار بگم اها راستی اسمت ا/ت عه
ا/ت : عام ( اب دهنش رو قورت داد ) من واقعا گیج شدم
هانا : طبیعیه حالا بعدا بهت توضیح میدم
تهیونگ : لازم نکرده خودم میگم
هانا : خب حالا غیرتی نشو
* همه زدن زیر خنده به جز ا/ت *
فلش بک بعد از اینکه ا/ت مرخص شد :
مرخص شدم و کمکم کردن تا بریم و سوار ماشین بشیم
رسیدیم خونه فک میکنم این خونه ی من هستش
هانا : پسرا شما برین من پیشش می مونم
تهیونگ : نه من خودم می مونم شما برین
هانا : باشه هرجور راحتی
* جیمین و هانا رفتن *
تهیونگ : ا/ت بیا بریم اتاقت
ا/ت : باشه
*رفتن طبقه ی بالا توی اتاق ا/ت*
*تهیونگ ا/ت رو اروم روی تخت گذاشت و کنارش نشست*
تهیونگ : ا/ت یعنی واقعا هیچی از منو.. منو خاطراتمون یادت نمیاد؟ ( کمی بغض )
سرش رو انداخته بود پایین و بغض کرده بود.. قلبمداشت از جاش در میومد
ا/ت : ن.نه م.متاسفم
دیدم اشکاش دارن میریزن روی پاهاش.. با دستم سرش رو گرفتم بالا و اشکاشو پاک کردم.. دست خودم نبود.. نمیتونستم گریه هاشو ببینم
تهیونگ : ا/ت میای بریم قدم بزنیم و همه چیو بهت توضیح بدم؟
ا/ت : باشه بریم
و بعدش....
خماریییی🎀🚬
امیدوارم حمایت کنین بوث بهتون💁🏻♀️✨
#جونگکوک #کوک #جیمین #نامجون #تهیونگ #وی #جین #شوگا #یونگی #جیهوپ #فیک_بی تی_اس #بی_تی_اس #یونمین #تهکوک #نامجین #فیک_تهیونگ #بنگتن
- ۳۲۹
- ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط