{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پایان داستان من از همون اول مشخص بود همونجایی که گفتن یک

پایان داستان من از همون اول مشخص بود، همونجایی که گفتن یکی بود و یکی نبود.
پایان داستان همینجاست، من بودمو تو نبودی، حالا تو هستیو من نیستم، ولی جای من خاطرات!
دیدگاه ها (۰)

میگن :وقتی آدما بمیرن ؛ تبدیل به ستاره میشندلت که تنگ شد آسم...

قلبو که همه دارن مهمه اینه توش خون‌بچرخه‌یاحرومزادگی!

بیا خودم بهت نشون بدم چقدر عوضیم!

کاش هیچوقت همدیگه رو نمیدیدیم، فراموش کردنت خیلی سخته..!

تو نبودی من آمدم ،شاید دوباره دستانت را لمس کنم،یا چشمانت را...

کپشن مهم

فیک-رمان پدر دوم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط