{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هالی : اره نانسی بنظر میرسه امروز یه دختر به اسم دمو اومد

هالی : اره نانسی بنظر میرسه امروز یه دختر به اسم دمو اومد و دمو کلمه ی کوچیک شده دمورگوگن هستش به لطف تو مایک اونا یاد گرفتن چطور اسم کوچیک کنن
مایک : هالیی گفتم شوخی بسه برو بخواب فردا دبیرستان داری
هالی : نانسی ؟
نانسی : ببخشید هالی اما حق با مایکه این همه سال وکنا حتما مرده
لوکاس : اما اگه نمرده باشه چی ؟ اخه نانسی یه بار اتیشش زد و خب نمرد
داستین : دقیقا تازه خودشو تو چند سال ترمیم کرد نکنه دوباره خودشو ترمیم کرده باشه
استیو : نه بچه ها این ممکن نیست اون اتیش بود با سر قطع شدن خیلی فرق داره
هالی : نکنه ماین فلایر باشه اون دمو نه وکناست نه دمو داگ نه دمورگورگن نکنه خوده ماین فلایر باشه.......نکنه رفته باشه توی بدن یه دختر مرده که خودش کشته
شاید وکنا مرده باشه ولی ماین فلایر فکر نکنم مرده باشه اون یه میزبان جدید پیدا کرد
مایک : هالی نه نه این ممکن نیست
هالی : من فردا تلاش میکنم که باهاش ارتباط برقرار کنم
مایک : بسپارش به ما برای بچه هایی مثل تو خطرناکه تازه با اریکا حلش میکنیم پس خواهش میکنم خودتو الکی توی دردسر ننداز
(فردا مکان دبیرستان هاوکینز ساعت ۸:۲۳ صبح زنگ تفریح ) هالی : سلام دمو
دمو : اطلاعات میخوای باشه راحت باش مثل دوست رفتار نکن من همه ی مکالمه های دیروزتون رو شنیدم هالی : (خشکش زد هالی ) واقعا نمیخوای مثل وکنا گند بزنی به همچی ماین فلایر دمو : نه راستی حتما به جویس هم بگو بیاد و به مایک و نانسی حتمااا بگو بیان امروز ساعت ۱۶:۵۶ میام ) هالی : ب...ب.... باشه

ادامه دارد..........

راستی میخواین الون و مایک بهم برسن توی این فصل ؟
دیدگاه ها (۰)

خب ببینین یه روزی (فصل ۱ دقیقا همون قسمتی که اتسوشی به اژانس...

اطلاعات اوسی کپشن

پارت ۱

در معموریت : ام سی : گوجه بعد از معموریت بریم بار امی : اولا...

رمان نخ سرخ عشق        part 18[موقعیت مایا : توی اتاق جدیدش ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط