باز می کنم

باز می کنم
پنجره قلبم را،
صدای ترانه تنهایی
می نشیند بر قاب سینه سنگینم؛
و یک دنیا شور و بی پروایی
آزاد می شود از بند سکوت
وقتی که می رقصند
آن انگشتان کشیده و باریک
بر تن کلیدهای سیاه و سفید!
آری پیانو بزن،
ای کودکی که در درون نشسته ای!
لحظه ای آرامش بیافرین
و آگاهم کن
از خاطرات گذشته ای
که در بی نهایت ها غرق شده اند!
دیدگاه ها (۲)

خیلی از ما آدما تو زندگی دنبال یه تکیه گاه هستیم ، دنبال کسی...

دوست داشتن مادرم را وقتی دیدم که در حال درست کردن کتلت بود و...

حسادت کردم آنقدر که در خواب بودی آرام و بی نیاز دلم خواست خو...

#Art

میخواهم در دنیای آرامش غیر درکی خودم غرق بشوم ،چشمانم را ببن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط