این روزها قاب یک لبخند بردیوار سرزمین من کم است ؛

این روزها قاب یک لبخند بردیوار سرزمین من کم است ؛
کبوترهای شادی در قفس ها زندانی شده اند و هر روز فصل تازه ای از غم در فصلی سرد ورق می خورد ...
بارانی نیست که بشوید ؛
زمستانی‌ست عجب سرد و غمگین و آسمانی بغض آلود که نمی بارد از سر غرور...
آرزوهایمان زیر آوارو به دست دریا ربوده شده ؛کبوترهای شادی را آب و دانه کنیم تا نشود عادت غم ،
شاید در پایان این دریای آتش ساحلی آرام به انتظارمان نشسته باشد...

#ناهید_آقاطبا
دیدگاه ها (۵)

عاشقانه های شبنم

شعری از استاد علی اکبر راعفی پور(آرما) عااااااااالی تن من زن...

جعفر درویشیان شاعر کرمانشاهی

سکوت سر شار از ناگفته هاست!دلتنگی های آدمی را باد ترانه می خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط