{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شب که فرا رسید

شب که فرا رسید

کنار سفره شب بنشین

شمع خاموش را روشن کن تا شعله کشد عاشقانه

در آیینه دل‌  خودرا صادقانه بیارای

پنجره را باز کن تا که پروانه پر کشد بسوی شمع

وقتیکه قاصدک پاورچین خودرا بدرون خانه انداخت

نفس‌های گرم خودرا بر شیشه پاک بنشان

شیشه که در نفس‌های گرم تو مه‌ آلود گردید

وقتی‌ عرق سرد بر پیشانی شیشه نشست

بنویس با انگشت خود عشق زیباست

 زمانیکه عشق که از شیشه به آرامی سرازیر شد  و رفت 

  منتظر ماه شوتا  که بر پنجره  عشق زیبا بنشیند

قصه دل‌ را بر  گلبرگ گًل   بزک کرده یاس  بنویس

پیامت  را به قاصدک ده‌‌‌ تا که پرواز کند بسوی عشق

فال حافظ بگشا و بخوان یار گمگشته باز آید به کنعان غم مخور

شبتون قشنگ....
دیدگاه ها (۸)

( last minute )

ماه من غصه چرا ؟!آسمان را بنگرکه هنوزبعدِ صدها شب و روزمثل آ...

زیاد استقبال نمیشه متاسفانه پارت سه

✦ اولین گناه ✦فصل سوم: شکارچی در قفس طلایی---پشت درِ نیمه‌با...

✦ اولین گناه ✦فصل سی‌و‌هشتم: بیدار شو---شانه‌اش را بستم.با د...

The Joke That Broke Us

شب که فرا رسیددر کنار سفره شب بنشینشمع خاموش را روشن کن تا ک...

شب که فرا رسیددر کنار سفره شب بنشینشمع خاموش را روشن کن تا ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط