{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من مانده‌ام مَهجور از او بیچاره و رنجور از او

من مانده‌ام مَهجور از او بیچاره و رنجور از او

گویی که نیشی دور از او در استخوانم می‌رود
دیدگاه ها (۱)

شبِ غــــمِ تو نیز بگذرد ولیدر این میان دلی ز دَست می رود...

جدا مشو دمی از پیش دیده‌ام ای اشک!که یادگار مـــن از یار بی‌...

جانا سری به دوشم و دستی به دِل گذارآخر غمَت به دوش دل و جان ...

بــرون آ اندکی، جانا که بسیار آرزو دارموداع عمر نزدیک است و ...

من مانده ام مهجور از او، بی چاره و رنجور از اوگویی که نیشی د...

وای من از عاشورا

فصل‌ها به سرعت از پیشِ چشم می‌گذرند، اما در اعماقِ وجودم، گو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط