{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مـــــــــادرم

مـــــــــادرم

آنکه مست آمدو دستی به دل ما زدو رفت
او در این خانه ندانم به چه سودا زد ورفت
خواست تنهایی مارا به رخ ما بکشد
طعنه ای بر در این خانه تنها زدورفت

خدایا.مادرم رو تو این شبهای رمضان ازم گرفتی و بردی پیش خودت.هفت ساله گریه هامون تمامی نداره. حالا که پیش خودته ازش مراقبت و پذیرایی کن
ممنون خدا
دیدگاه ها (۱۵۴)

ﺑﺰﺭﮒ ﺷﺪﻡ! ﺩﯾﺪﻡ، ﺷﻨﯿﺪﻡ، ﺭﻓﺘﻢ، ﺁﻣﺪﻡ...ﻭ ﯾﺎﺩ ﮔﺮﻓﺘﻢ”ﺁﺩﻣﻬﺎ ﻧﯿﺶ ﻣﯿ...

انتهای شک اگر انکار باشد بهتر استهر خطای فاحشی یک بار باشد ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط