ماییم و همین کنج خرابات و دمی خوش

ماییم و همین کنج خرابات و دمی خوش
گاهی به وفایی خوش و گه با ستمی خوش

یک روز به ویرانه ی غم، شاد به یادی
یک روز به دامان چمن با صنمی خوش

شادیم که آزاد ز هر بود و نبودیم
مستیم که هستیم ز هر بیش و کمی خوش

سر مست به هر شادی و دلشاد به هر رنج
با مهر و وفایی خوش و با درد و غمی خوش

چون راه تو می پویم و چشمم به ره توست
در هر نظری مستم و در هر قدمی خوش

گر چشم دل از نیک و بد خلق ببندی
بینی که شود دوزخ سوزان ارمی خوش
دیدگاه ها (۰)

گرشدی عاشق بدان دیوانه وارش بهتر است در قرار یار، عاشق بیقرا...

تقدیم به اونایی کهدریایی❤️ معرفتن❤️

تارے بزن با ساز دلآتش بزن بر راز دلوآنگه همین پیمانه رالبریز...

‌ ‌‌ ‌زخمی به دلِ تنگ زدی ، دست مریزادبر شیشه‌ی دل سنگ زدی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط