بگو پدر هنوزم یادی از ما می کنی یا نه
بگو پدر هنوزم یادی از ما می کنی یا نه
درون خاک تیره وا عزیزا می کنی یا نه
اگر رنجیده ای از دست فرزند گنه کارت
گناهای مرا در حشر حاشا می کنی یا نه
نمی دانم در آن وحشت سرا با لعل خاموشت
دعا در حق این اولاد رسوا می کنی یا نه
ستیزی با تو بنمودم اگر در کودکی پدر
در آن دنیا به نفرینم دهان وا می کنی یا نه
نبودم گر شبی پیشت ز تنهائی تو رنجیدی
کنونم در سکوت گور پروا می کنی یا نه
به هر دردی که گشتم مبتلا کردی مداوایم
غم بی پدری را هم مداوا می کنی یا نه
کجا رخسار پر چین از غمت گردد فراموشم
تو یادی نیز از فرزند برنا می کنی یا نه
نهان گشتی اگر از دیده در قلبم گرفتی جای
نمی دانم به احوالم تماشا می کنی یا نه
بریزد خون بجای اشک از چشمان فرزندت
تو عصیان مرا در حشر اخفا می کنی یا نه
درون خاک تیره وا عزیزا می کنی یا نه
اگر رنجیده ای از دست فرزند گنه کارت
گناهای مرا در حشر حاشا می کنی یا نه
نمی دانم در آن وحشت سرا با لعل خاموشت
دعا در حق این اولاد رسوا می کنی یا نه
ستیزی با تو بنمودم اگر در کودکی پدر
در آن دنیا به نفرینم دهان وا می کنی یا نه
نبودم گر شبی پیشت ز تنهائی تو رنجیدی
کنونم در سکوت گور پروا می کنی یا نه
به هر دردی که گشتم مبتلا کردی مداوایم
غم بی پدری را هم مداوا می کنی یا نه
کجا رخسار پر چین از غمت گردد فراموشم
تو یادی نیز از فرزند برنا می کنی یا نه
نهان گشتی اگر از دیده در قلبم گرفتی جای
نمی دانم به احوالم تماشا می کنی یا نه
بریزد خون بجای اشک از چشمان فرزندت
تو عصیان مرا در حشر اخفا می کنی یا نه
- ۲.۷k
- ۰۳ خرداد ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۴۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط