{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مورچه ای را دیدم

مورچه ای را دیدم

با این کوچکی اش باری را میبرد از خود بزرگتر . . .

منم اصن حال و حوصله ی لوس بازی و متحول شدنُ نداشتم

کشتمش |:

همینم مونده از مورچه پند بگیرم
**********************

ﻣﯿﮕﻮﯾﻨﺪ ﺷﯿﺸﻪ ﻫﺎ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ ...
ﺍﻣﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﺭﻭﯼ ﺷﯿﺸﻪ ﯼ ﺑﺨﺎﺭ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﯼ ﻧﻮﺷﺘﻢ
ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ ، ﺁﺭﺍﻡ ﮔﺮﯾﺴﺖ .
.
.
.
.
.
.
ﯾﻪ ﺑﺎﺭﻡ ﻧﻮﺷﺘﻢ : ﺩﻭﺳﺘﺖ ﻧﺪﺍﺭﻡ ﺑﺎﺯﻡ ﮔﺮﯾﺴﺖ..
.
.
.
.
ﯾﻪ ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﻪ ﻧﻮﺷﺘﻢ : ﺳﻼﻡ ﺧﻮﺑﯽ ﺷﯿﺸﻪ؟؟
ﺑﺎﺯ ﮔﺮﯾﺴﺖ..
ﻓﮏ ﮐﻨﻢ ﺍﻓﺴﺮﺩﮔﯽ ﺩﺍﺭﻩ ﺩﯾﻮوووﻧﻪ..


***********************
ﺑﺮﺍ ﺩﺧﺘﺮ ﻫﻤﺴﺎﯾﻤﻮﻥ ﺍﻭﻣﺪﻥ ﺗﺤﻘﯿﻖ .........
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

.
ﻣﻨﻢ ﮔﻔﺘﻢ : ﻭﺍﻻ ﻫﻤﻪ ﺩﻭﺱ ﭘﺴﺮﺍﺵ ﺍﺯﺵ
ﺭﺍﺿﯿﻦ !!!!!!
.
.
.

.
.
ﯾﻌﻨﯽ ﮐﺎﺭ ﺑﺪﯼ ﮐﺮﺩﻡ ﺁﯾﺎ ؟؟
دیدگاه ها (۱۹)

میترسم بگم " عشقم " همه جواب بدن جاااااانم....ما ام که ساده ...

رﻓﺘﻢ ﭘﻴﺶ ﺧﺪﺍ …......ﺑﻬﺶ ﮔﻔﺘﻢ : ﺍﻭﻧﯽ ﮐﻪ ﻣﯿﺨﻮﺍﻣﺶ ﺑﻬﻢ ﺑﺪﻩ 5 ﺳﺎﻝ...

گفتم خدایا بگیر از من هرآنچه را که مرا از تو دور میکند……… ند...

کنارم هستي و اما دلم تنگ ميشه هر لحظه خودت مي‌دوني عادت نيست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط