پارت ۵
پارت ۵
ویو کوک
رفتم سمت رودخونه..هوا خنک بود..
آروم لباس هارو میشستم..گفتم یکم آب بازی کنم🎀
رفتم توی رودخونه و آب بازی کردم..
ویو جیمین
رفتم ببینم کوک چیکار میکنه..دیدم داره آب بازی میکنه..
رفتم پیش ارباب..
_ هوم؟ چیشده؟
= کوچولو داره آب بازی میکنه
_ چی؟؟
= جونگکوک
_ اها ولش کن الان میرم پیشش
ویو تهیونگ
آروم رفتم پیشش..خیلی کیوت داشت بازی میکرد
رفتم پیشش
ویو کوک
داشتم بازی میکردم یهو ارباب اومد پیشم
+ ا...ر...با..ب
ویو تهیونگ
سریع شلنگ رو برداشتم خیسش کردن
+ ارباب این چه کاریه
ویو کوک
سطل آب رو برداشتم و ریختم رو سر ارباب
ادامه در پارت ۶...
خوب بوووود؟؟؟🍓🎀
ویو کوک
رفتم سمت رودخونه..هوا خنک بود..
آروم لباس هارو میشستم..گفتم یکم آب بازی کنم🎀
رفتم توی رودخونه و آب بازی کردم..
ویو جیمین
رفتم ببینم کوک چیکار میکنه..دیدم داره آب بازی میکنه..
رفتم پیش ارباب..
_ هوم؟ چیشده؟
= کوچولو داره آب بازی میکنه
_ چی؟؟
= جونگکوک
_ اها ولش کن الان میرم پیشش
ویو تهیونگ
آروم رفتم پیشش..خیلی کیوت داشت بازی میکرد
رفتم پیشش
ویو کوک
داشتم بازی میکردم یهو ارباب اومد پیشم
+ ا...ر...با..ب
ویو تهیونگ
سریع شلنگ رو برداشتم خیسش کردن
+ ارباب این چه کاریه
ویو کوک
سطل آب رو برداشتم و ریختم رو سر ارباب
ادامه در پارت ۶...
خوب بوووود؟؟؟🍓🎀
- ۷۹۲
- ۲۵ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط