{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هنوزَم بہ عشقِ تو تَب مےڪنم

هنوزَم بہ عشقِ تو تَب مےڪنم
هنوزَم دلت را طلب مےڪنم

هنوزَﻡبہ عشقَت نفس مےڪش
هنوز از فراقِ تودرآتشم

هنوزَم پُر از گریہ ام
بے صدا
دلم تنگ شد
مهربانم
بیا…
دیدگاه ها (۱)

آرزوهایم را به دست آرزوهایت سپردم!و به آرزوهایت ، قول رسیدن ...

گاهی نباش ...خودت را بردار و کمی دورتر از قافله بایست ،وجودت...

مرا در میان روزهای خسته ات ...پیدا خواهی کرد...وقتی که شانه ...

گاهی دلم برای گریه تنگ می شود..گاهی دلم تراشه ای از سنگ میشو...

نیستی و اینجا خیلی بی رنگ و بو هست نیستی و دنیا پراز بی قرار...

بی عشق سر مکن که دلت پیر می شود:گــاهـی گمان نمی کنی ولی خوب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط