بر قلّه عزّت
بر قلّه عزّت
بر گوهر درونی من پرده سیاه از خودبیگانگی مکشید که من بهای گوهر درونم را خوب می دانم و ارج می نهم. من سرچشمه عفتم؛ عصاره وقارم؛ اوج حیا و آزرمم؛ لبریز از عفاف و تقوایم و همین هاست که را، در اوج قلّه های عزّت و افتخار کشانده است. سدّی که من از خشت ایمان و عفاف بنا کرده ام، به تیرهای پولادین دشمن خراش هم نخواهد خورد. تا من خشتی بر نکشم، دشمن ناامید است. گوهر درونم را به چشمم خوار مسازید که سرچشمه غرور و پیروزایم.
بر گوهر درونی من پرده سیاه از خودبیگانگی مکشید که من بهای گوهر درونم را خوب می دانم و ارج می نهم. من سرچشمه عفتم؛ عصاره وقارم؛ اوج حیا و آزرمم؛ لبریز از عفاف و تقوایم و همین هاست که را، در اوج قلّه های عزّت و افتخار کشانده است. سدّی که من از خشت ایمان و عفاف بنا کرده ام، به تیرهای پولادین دشمن خراش هم نخواهد خورد. تا من خشتی بر نکشم، دشمن ناامید است. گوهر درونم را به چشمم خوار مسازید که سرچشمه غرور و پیروزایم.
- ۲۷۷
- ۳۱ خرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط