{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من از آن آدم‌هایی شدم که دیگر بلند گریه نمی‌کنند؛

من از آن آدم‌هایی شدم که دیگر بلند گریه نمی‌کنند؛
فقط ساکت می‌شوند، کمتر حرف می‌زنند، دیرتر جواب می‌دهند و بیشتر به نقطه‌ای خیره می‌مانند که هیچ‌کس نمی‌فهمد آنجا چه چیزی را جا گذاشته‌اند. گاهی غم آن‌قدر عمیق می‌شود که دیگر اشک هم راهش را گم می‌کند.
دیدگاه ها (۰)

يه شبايى تو زندگى هست كه وقتى دفتر خاطرات زندگيت ورق ميزنى ب...

چرا رفتی؟ چرا من بی قرارم

بعضی دلتنگی‌ها اسم ندارند...بی‌صدا می‌آیند،در تمامِ وجودت ری...

عمیق‌ترین افکار معمولاً توی شلوغی روز به سراغ آدم نمیان آخر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط