پسره بغضش میترک
پسره بغضش میترکہ
میزنه زیره گریہ ...
دختره میگہ چرا
گریہ میکنے زندگیم؟
پسره با هق هق میگہ:
کاش کور بودم دیروز
با اون پسره نمیدیدمت ...
دختر: پسرخالم بود!
پسر: پس چرا دستشو گرفتہ بودے؟
دختر:چون مثل داداشمہ!
پسر: پس چرا رفتے خونشون؟
دختر: خب رفتم
خونه ے خالم دیگه
عشقم اینطورے نکن
تـــو رو خـــدا .....
پسره میگہ:
تا حالا
نمیدونستم
داداش من
پسر خاله ے
تو میشہ ........
تـــف بــہ ایــن دنــیــا ...
میزنه زیره گریہ ...
دختره میگہ چرا
گریہ میکنے زندگیم؟
پسره با هق هق میگہ:
کاش کور بودم دیروز
با اون پسره نمیدیدمت ...
دختر: پسرخالم بود!
پسر: پس چرا دستشو گرفتہ بودے؟
دختر:چون مثل داداشمہ!
پسر: پس چرا رفتے خونشون؟
دختر: خب رفتم
خونه ے خالم دیگه
عشقم اینطورے نکن
تـــو رو خـــدا .....
پسره میگہ:
تا حالا
نمیدونستم
داداش من
پسر خاله ے
تو میشہ ........
تـــف بــہ ایــن دنــیــا ...
- ۴.۷k
- ۲۹ آبان ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط