{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قسمت نبود تا که برایم پسر شوی

قسمت نبـود تـا کـه برایم پسر شوی...
بر شانه های شاخه ی طوبا ثمر شوی...

می خواست در خیال خودش کم بیاوری
شاید که تو سقوط کنی منکَسَر شوی...

دنیا نیامـدی؛ بـه گمـانم کـه عاقبت
سرتا به پا به همره او شعله ور شوی...

شاید کـه در اِزای خودت بین ضربه ها
ضربی به جان پذیری و او را سپر شوی...

تـا «کشـته ی فتـاده» بـه دامـان فـاطمـه
تا «صید دست و پا زده» ی پشت در شوی...

ای کـاش می شکست همـانجا ورای در،
پایی که خواست با لگدش مختصر شوی................
دیدگاه ها (۵)

فاطمی هستم ، غلاااام حیدرمخاااک پای ، نوکرااان حیدرمبا علی ب...

ﯾﮏ ﺷﺐ ﻧﺠﻒ ﻭ ﻓﮑﺮ ﺯﯾﺎﺭﺕ ﭼﻪ ﻗﺸﻨﮓ ﺍﺳﺖ*ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﯾﺪ ﺍﻟﻠﻪ ، ﺷﻔﺎﻋﺖ ﭼﻪ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط