"کاش تو قحطی شقایق، بشینیم توی یه قایق...بزنیم دل و به در
"کاش تو قحطی شقایق، بشینیم توی یه قایق...بزنیم دل و به دریا، من و تو تنهای تنها"
عصرِ ما، عصرِ فریبه! عصرِ اسمای غریبه
عصرِ پژمردن گلدون! چترایِ سیاه تو بارون
شهر ما سرش شلوغه، وعدههاش، همه دروغه!
آسموناش پُرِ دوده، قلبِ عاشقاش کبوده!
کاش تو قحطیِ شقایق،
بشینیم توی یه قایق،
بزنیم دل و به دریا،
من وتو تنهای تنها
خونههامون پُرِ نرده،
پشت هر پنجره، پَرده،
قفسا پُرِ پرنده!
لبای بدون خنده!
چشما، خونهی سواله،
مهربون شدن، محاله!
نه برای عشق، میلی!
نه کسی، به فکر لیلی!
کاش تو قحطیِ شقایق،
بشینیم توی یه قایق،
بزنیم دل و به دریا،
من و توتنهای تنها...
اونقده میریم که ساحل،
از من و تو بشه غافل!
قایق و با هم میرونیم،
اونجا تا ابد میمونیم!
جایی که نه آسمونش،
نه صدای مردمونش،
نه غمش، نه جنب و جوشش،
نه گُلهایِ گُلفروشش،
مثل اینجا آهنی نیست!
پس ببین یادت بمونه، کسیام اینو ندونه!
زنده بودیم اگه فردا، وعدهی ما لبِ دریا...
عصرِ ما، عصرِ فریبه! عصرِ اسمای غریبه
عصرِ پژمردن گلدون! چترایِ سیاه تو بارون
شهر ما سرش شلوغه، وعدههاش، همه دروغه!
آسموناش پُرِ دوده، قلبِ عاشقاش کبوده!
کاش تو قحطیِ شقایق،
بشینیم توی یه قایق،
بزنیم دل و به دریا،
من وتو تنهای تنها
خونههامون پُرِ نرده،
پشت هر پنجره، پَرده،
قفسا پُرِ پرنده!
لبای بدون خنده!
چشما، خونهی سواله،
مهربون شدن، محاله!
نه برای عشق، میلی!
نه کسی، به فکر لیلی!
کاش تو قحطیِ شقایق،
بشینیم توی یه قایق،
بزنیم دل و به دریا،
من و توتنهای تنها...
اونقده میریم که ساحل،
از من و تو بشه غافل!
قایق و با هم میرونیم،
اونجا تا ابد میمونیم!
جایی که نه آسمونش،
نه صدای مردمونش،
نه غمش، نه جنب و جوشش،
نه گُلهایِ گُلفروشش،
مثل اینجا آهنی نیست!
پس ببین یادت بمونه، کسیام اینو ندونه!
زنده بودیم اگه فردا، وعدهی ما لبِ دریا...
- ۲.۳k
- ۲۷ آبان ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط