دو پارتی( وقتی کل روز رو جلوی خودشو گرفته که...)پارت آخر

خواستی از اتاق بری بیرون که یهو دستتو گرفت و یکی از دستاشو دور کمرت و آروم هولت داد رو تخت و روت خیمه زدد
شروع کرد به سخت و خیس بوسیدنت
سونگمین:ات..... عاشقتم
ات:سونگمین .....منم عاشقتم....ولی بیا بیشتر پیش نریم باشه؟!
سونگمین:باشه.... و از روت بلند شد و دستتو گرفت و بلندت کرد و رفتی ادامه ی کیکتو بپزی و سونگمینم رفت فیلم بزاره باهم ببینین و تو بغلش نشستی
همونطوری که رو پاش بودی یهو تلوزیونو خاموش کرد! ترسیدی
سونگمین! چیکار میکنی؟! داشتیم فیل....
نزاشت حرفتو ادامه بدی
آروم لب پر حرارتش رو سمت لبای صورتیت اوورد و بوسیدت
ات:سونگمین!
سونگی:لازمت دارم
تزسیدی.... آخه چند ماه بود که با سونگمین نامزد بودین و تاحالا...
ات:سچنگمین.... الان وقتش نیست( با لحن ترسیدهه)
سونگمین:فقط لبتو توت فرنگی منن
خیالت راحت و باهاش همکاری کردی
وقتی کارتون تموم شد نکات کرد و بهت گفت:کل روز رو جلوی خودمو گرفتم!
و آروم بغلت کرد و رفتین تو اتاق که بخوابین( منحرفان گرامی خواب عادی بخدا رفتن فقط بخوابنننن)

پایان....
امیدوارم خوشتون اومده باشه
دیدگاه ها (۳)

وقتی مریض بودی ولی ..

پارت 4 ★رمان ازدواج مخفی با هوانگ ★بچه ها اسم رمان تغییر کرد...

پارت سه قرمزی 😺😺اون آدم....هانما بود هانما با پوزخند: قرمزی ...

مربی موتور سوار

پارت 8رمان✨ عشق مدرسه ای✨هیون :باشهات ساعت رو نگاه کردات: هی...

چند پارتی تهیونگ

ادامه ی پارت ۱۹۸

سه پارتی✨ات بعد از یه روز خسته‌کننده بالاخره رفت حموم.همه‌چی...

پارت ۳ اشتباهی آپ شده جابه جا شدنوقتی یهو p4 جیمین : کوک (...

چندپارتی یونگی (درخواستی)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط