حکم عشق ****
حکم عشق ****
اینبار داستان همچنان گویای سرنوشت است ... اما سرنوشتی که در دو جهان رقم میخورد
از زبان دختری که بی اطلاع از هرچیزی ، درگیره اشتباهات کنجکاویه زیاد میشود !
اما آیا این کنجکاوی زیاد تا کجا ادامه دارد ؟ تا کجا و چطور پیش میرود ؟ از طریق این کنجکاوی با چه چیزهایی رو به رو میشود ؟
دختری که هم جهان مدرن و هم دنیای سال های پیش پا افتاده ی گذشته را زندگی کرده بود
او در آن روزگار پیش پا افتاده ، برخلاف مردمان آن شهر درون بزرگترین کاخ آنجا گرفتار شد
شاید دختران آن روزگار آرزو داشتند حتی برای مدتی کوتاه داخل کاخ زندگی کنند ، افسوس که آن کاخ برای دختر قصه ی ما حکم یک قفس تنگ و نفس گیر را داشت
چه کسی میدانست ؟ شاید خانواده ای که در آنجا میزیستند دیدگاه دختر را نسبت به کاخ سیاه و سیاه تر کرده بودند ... برای ادامه ی داستان همراه ما باشید!
شخصیت های رمان :
مرلین : شخصیت اصلی رمان که داستان از زبان او گفته میشود . دختری با موهایی به رنگ طلا و چشمانی که همانند چهره اش آرام و زیباست ..
با علامت + تشخیص دهید
پدربزرگ : پدربزرگ مرلین . با علامت () تشخیص دهید
خانم والنتی : زنی جسور و زیبا ، قدرتمند و کسی که ثروتش سر تا سر شهر شنیده میشود ... در ادامه بیشتر آشنا خواهید شد . با علامت @ تشخیص دهید
مستر بارل : میتوان گفت فقط به خاطر شهرت خانوادگی ثروت زیادی پیدا کرده است . با علامت ■ تشخیص دهید
دیوید : مردی با چشم هایی وسوسه کننده و موهایی که از طبیعت الهام گرفته بود و حالتِ فر داشت ... با علامت ÷ تشخیص دهید
آنجلا : در متن رمان آشنا خواهید شد ..
برای ادامه همراه ما باشید *
ژانر : عاشقانه ... فانتزی ... معمایی ... تاریخی
۱۴۰۵/۶/۱۶
یسری حرف دارم باهاتون ... بچه ها من عکس میزارم و توصیف میکنم خیلی چیزا رو توی رمان اما شما هرطور که خواستید تصور کنید .. مثلا من خودم اون تصوری که نسبت به شخصیت ها و هر چیز دیگه ای که دارم رو مینویسم اما شما میتونین یه شکل دیگه تصور کنین ... از توجهتون ممنونم
نویسنده آلیس """
اینبار داستان همچنان گویای سرنوشت است ... اما سرنوشتی که در دو جهان رقم میخورد
از زبان دختری که بی اطلاع از هرچیزی ، درگیره اشتباهات کنجکاویه زیاد میشود !
اما آیا این کنجکاوی زیاد تا کجا ادامه دارد ؟ تا کجا و چطور پیش میرود ؟ از طریق این کنجکاوی با چه چیزهایی رو به رو میشود ؟
دختری که هم جهان مدرن و هم دنیای سال های پیش پا افتاده ی گذشته را زندگی کرده بود
او در آن روزگار پیش پا افتاده ، برخلاف مردمان آن شهر درون بزرگترین کاخ آنجا گرفتار شد
شاید دختران آن روزگار آرزو داشتند حتی برای مدتی کوتاه داخل کاخ زندگی کنند ، افسوس که آن کاخ برای دختر قصه ی ما حکم یک قفس تنگ و نفس گیر را داشت
چه کسی میدانست ؟ شاید خانواده ای که در آنجا میزیستند دیدگاه دختر را نسبت به کاخ سیاه و سیاه تر کرده بودند ... برای ادامه ی داستان همراه ما باشید!
شخصیت های رمان :
مرلین : شخصیت اصلی رمان که داستان از زبان او گفته میشود . دختری با موهایی به رنگ طلا و چشمانی که همانند چهره اش آرام و زیباست ..
با علامت + تشخیص دهید
پدربزرگ : پدربزرگ مرلین . با علامت () تشخیص دهید
خانم والنتی : زنی جسور و زیبا ، قدرتمند و کسی که ثروتش سر تا سر شهر شنیده میشود ... در ادامه بیشتر آشنا خواهید شد . با علامت @ تشخیص دهید
مستر بارل : میتوان گفت فقط به خاطر شهرت خانوادگی ثروت زیادی پیدا کرده است . با علامت ■ تشخیص دهید
دیوید : مردی با چشم هایی وسوسه کننده و موهایی که از طبیعت الهام گرفته بود و حالتِ فر داشت ... با علامت ÷ تشخیص دهید
آنجلا : در متن رمان آشنا خواهید شد ..
برای ادامه همراه ما باشید *
ژانر : عاشقانه ... فانتزی ... معمایی ... تاریخی
۱۴۰۵/۶/۱۶
یسری حرف دارم باهاتون ... بچه ها من عکس میزارم و توصیف میکنم خیلی چیزا رو توی رمان اما شما هرطور که خواستید تصور کنید .. مثلا من خودم اون تصوری که نسبت به شخصیت ها و هر چیز دیگه ای که دارم رو مینویسم اما شما میتونین یه شکل دیگه تصور کنین ... از توجهتون ممنونم
نویسنده آلیس """
- ۲.۴k
- ۱۶ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط