داغ شد پیشانی ام بیمار چشمانت شدم

داغ شد پیشانی ام، بیمار چشمانت شدم
مثل مویت در نسیم، من هم پریشانت شدم

عاقبت ثابت شود بودی نشانی از حیات
نبض من با دست تو اینگونه درمانت شدم

ناخوش احوالم ببین ،از دوری ات تب کرده ام
من برای درد خود محتاج دستانت شدم

از تب پیشانی ام دیوانه شد تب سنج من
با تب و احساس غم، آن درد پنهانت شدم

درد دوری از تو را دکتر کجا می فهمدش
من که از لبخند تو بیمار و درمانت شدم
دیدگاه ها (۳)

رنگ اشکم بی تو دارد ارغوانی می شودسرفه هایم تازگی ها آن چنان...

با قلم موی خیالت یادگاری میکشمیک قفس بی پنجره با یک قناری می...

توئی بهار عمر من؛ تو را به کس نمی دهم ،تو ائ گل شکفته ام؛ به...

این قلب ترک خورده ی من بند به مو بود من عاشق او بودم و او عا...

🌱🍒داغ شد پیشانی ام، بیمار چشمانت شدممثل مویت در نسیم، من هم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط