نیمی زنام

.
نیمی زن‌ام

و من
نیمی زن‌ام نیمی باد
که هر شب
تمامِ کوچه‌های شهر را
به در و دیوار می‌زنم:
پریشان
تب‌دار

و من
نیمی زن‌ام نیمی باران
که سال‌هاست
ناگفته‌های‌ام را باریده‌ام:
بر شانه‌های ناصبورِ تاریخ

نیمی زن‌ام نیمی کوه
که دردها تبر شده‌اند
تن‌دیسی بسازند
از من
شبیهِ من

و من
نیمی زن‌ام
نیمی زن
که پشتِ روسریِ هزارساله‌ام
هر شب
با گریه
خوابِ پرنده شدن می‌بینم

#فلورا تاجیکی
دیدگاه ها (۰)

صاحب دلی کجاست؟ که خواند به یک نگاه؛در اشک ما، حکای...

دولت عشق به هر بی سر و پائی نرسدپادشاهی دو عالـــم به گدائی ...

؛°❀°🦋°❀°‌ ؛🦋°❀°؛°❀°°من شراب بوسہ بودم در شب مستیمن سراپا عشق...

گفتی كه درمانت دهمبر هجر پايانت دهمگفتم كجا كی خواهد اين؟گفت...

راستی دیشب دوباره مست و تنها بی قرارسر درآوردم از آن کوچه از...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط