پارت ۲
پارت ۲
+ بعدا بهت میگم ، من با ماشین خودم میرم عمارت ، تو بمون هروقت خلوت شد برو برام بیارش
~ چشم
+ فعلا
( تهیونگ رفت..حدود ۲ ساعت بعد رستوران خلوت شد..ات و دوست پسرش باهم از رستوران اومدن بیرون ، جیمین یه نقشه کشید و رفت سمت دوست پسر ات )
~ ببخشید صاحب رستوران صداتون کرد
دوست پسر ات : اها باشه ات همینجا وایسا عشقم
~ سوار ماشین شو
_ هی چی میگی دیوونه شدی؟
~ باشه نرو خودم میبرمت
( جیمین با دستمال ات و بیهوش کرد و حرکت کرد سمت عمارت )
ادامه در پارت ۳...
🎀🍓
+ بعدا بهت میگم ، من با ماشین خودم میرم عمارت ، تو بمون هروقت خلوت شد برو برام بیارش
~ چشم
+ فعلا
( تهیونگ رفت..حدود ۲ ساعت بعد رستوران خلوت شد..ات و دوست پسرش باهم از رستوران اومدن بیرون ، جیمین یه نقشه کشید و رفت سمت دوست پسر ات )
~ ببخشید صاحب رستوران صداتون کرد
دوست پسر ات : اها باشه ات همینجا وایسا عشقم
~ سوار ماشین شو
_ هی چی میگی دیوونه شدی؟
~ باشه نرو خودم میبرمت
( جیمین با دستمال ات و بیهوش کرد و حرکت کرد سمت عمارت )
ادامه در پارت ۳...
🎀🍓
- ۷۱۵
- ۲۲ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط