{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اون روزها حتی بیسکوییت ها هم ماندنی بودند اسمشان "مادر"بو

اون روزها حتی بیسکوییت ها هم ماندنی بودند اسمشان "مادر"بود
حالاامروز چی؟؟؟؟؟؟
حتی اسم بیسکوییت ها هم شده :های بای





هیس دلکم!!!
کمی ارام تر بشکن بی صدا خورد شو اهسته تر تنها شو....
ممکن است بیدار شود وجدان نداشته اش...!!!!





مثل عکاسی ماهر نگاهت کردم...
از نزدیک ترین زاویه ممکن،
و سرت را دقیقا” رو به رویم نگه داشتم
خورشید را روی صورتت پخش کردم
و در ذهنم
از آن روز تو عکس می گرفتم،
برای روزهایی که نبودی...!
دیدگاه ها (۴)

بعضی ها گریه نمی کنند... اما از چشم هایشان معلوم است... که ا...

به پروفایلم سر بزنید ممنون.معشوقه ای پیدا کردم بنام روزگار.....

غدیر وعاشورا چقدر نزدیک اند، فاصله ی بالا رفتن دست پدر، تاپا...

الا ای عاشقان دیگر، غم عالم نمایان شددگر غمها ز داغ او، برای...

میبخشی پارت ۵

صدای شلیک

ادامه پارت بعدی

مثل عکاسی ماهر نگاهت کردم... از نزدیک ترین زاویه ممکن، و سرت...

اون روزها حتی بیسکوییت ها هم ماندنی بودند اسمشان "مادر"بود ح...

اون روزها حتی بیسکوییت ها هم ماندنی بودند اسمشان "مادر"بود ح...

اون روزها حتی بیسکوییت ها هم ماندنی بودند اسمشان "مادر"بود ح...

مثل عکاسی ماهر نگاهت میکنم، از نزدیک ترین زاویه ممکن و سرت ر...

مثل عکاسی ماهر نگاهت میکنم ...از نزدیکترین زاویه ممکن ، و سر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط