{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

و آنقدر به از دست دادنت

و آنقدر به از دست دادنت
اندیشیدم که
در دست بودنت را
از دست دادم ...

حسین فرخ صفا
دیدگاه ها (۱)

گاهی میان خلوت جمع با در انزوای خویش موسیقی نگاه تو را گوش م...

پرندگان این دیار گُشنه بودند ردِ پایت را خوردند آن گاه گُم ش...

برای خوشبخت شدن با یک مرد کافی ست او را باور کنی، حتی اگر دو...

شادی کوچکی می خواهم آن قدر کوچک که کسی نخواهد از من بگیرد .....

امیدوارم‌بتوانی‌درکم‌کنی؛زیرا‌از‌دست‌دادنت‌جان‌‌از‌تنم‌میگیر...

مرد اونه که تو روضه ها زنونه گریه میکنه

بزرگ ترین ترس من از دست دادنت نبود، ترس زندگی کردن با خاطرات...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط