{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زیکا دنیا چقدر کوچیکه

زیکا : دنیا چقدر کوچیکه
ببخشید ولی باید جواب رد بدم

تاچیواکا : چرا ؟

زیکا : پسرتون یکی دیگه رو دوست داره

تاچیواکا زیر لب با حرص : اکیرا

تاچیواکا : خود اکیرا بهتون گفت؟

زیکا : توی اون سازمانی که پسرتون کار میکرد
یه دختر ریزه میزه بود
موهای بلند
پسرتون اونو دوست داشت
و آدم مودی بود
البته اون دختر خیلی وقت پیش مرده

تاچیواکا تا خواست حرف بزنه ریکا گفت : البته من نگفتم خود دختره مرده
اگه جاشو میخاید

بعد یه مکث کوتاهی کرد و ادامه داد : اون همین جاست
روبروتون وایستاده
و داره باهاتون حرف می زنه

یه دقیقه فضا او شک رفت

تاچیواکایی که نمی دونست خوش باشه یا حس دیگه ای داشته باشه

کاکوچو دید اوضاع خیته
برای مدیریت فضا گفت : پس حواب رد داده شد پس بودن بونتن اینجا چیزی رو عوض نمیکنه
اگه رئیس اجازه بده
بونتن اینجارو ترک کنه

و اجازه مایکی داده شد بونتن رفت


رسیدن به عمارت

از سوار شدن تا رسیدن به عمارت هیچکس هیچ چیز نمی‌گفت به زبان ساده سکوت مطلق بود

که میارو سکوتو شکست: چرا قبول نکردی؟
لاقل اون موقع به یه دردی میخوردی؟

زیکا یه ابروشو داد بالا و گفت : اون وقت به شما چه ربطی داره؟

میارو : حالا که اینطوره بونتن یا جای منه یا جای تو

...............................................
کنیچیوا
نظر بدید
خداحافظ
دیدگاه ها (۴)

با چی رویی دارم اینو پست میکنمبرا دتیزهمثلا من_ ( ویلیام این...

مدرسه ی ایمیتسومانو کیوکی ( اون کیوعه تو چپتر قبلی کیوکی نصف...

هیچ ایده ای ندارمایم همین طوری کشیدمو توی تصویر اول بچه های ...

تتو کیلو چنده 🤡🤡یار همیشگی خودکارهمیشه جوابهچرا احساس میکنم ...

| از تو تا ابدیت | فصل اول ~ میارو 2 ~ چپتر دوم

| از تو تا ابدیت | فصل اول ~ میارو 2 ~ چپتر سوم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط