{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاشقم کردی و حالا در کنارم نیستی

عاشقم کردی و حالا در کنارم نیستی
بی قرارم کردی اما بی قرارم نیستی

دره و کوه و بیابان، ریل و اشک و شعر خیس
آه و صد افسوس از این که هم قطارم نیستی

انتظارت می کشم ای آسمان بی دریغ!
گر چه می دانم که تو در انتظارم نیستی

برگریزان مرا دیدی ولی صبرت نبود
در خزانم بودی و در نوبهارم نیستی

خرمنی هستم که می سوزم اگر یاری دهی
سنگدل! حتی در این شب ها شرارم نیستی

در کنارت بودم و همدرد روز بی کسیت
چون دلت می آید اینک در کنارم نیستی؟
دیدگاه ها (۱۲)

برگرد ؛ برگرد به همان روزهای خوبمان که دعواهایت را هم به جان...

زندگی یک چمدان است که می آوریشبار و بندیل سبک می کنی و می بر...

یک پیاله شعر تازه ، یک وجب دلواپسی !زیر قیمت می فروشم ، مشتر...

من همان ماهیِ حوضم که شدم عاشقِ ماهاز تماشای تو سهمم شده یک ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط