{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🕊️ #قصه_پرواز 🥀

🕊️ #قصه_پرواز 🥀
✍️ قسمت ۱:
مهدی که از خانطومان برگشت، گاه‌وبیگاه بهم پیام می‌داد و تماس می‌گرفت.بهم محبت داشت. وسط و اول و آخر حرفاشم میگفت جور کن ان‌شاءالله دوباره با هم بریم منطقه...
سوم خرداد نود سال ۹۵ بعد از دیدار حضرت آقا از دانشگاه امام حسین علیه‌السلام، زنگ زدم به کاظم.تو راه مشهد بود.
بهش گفتم: کاظم من دارم میرم، اگه میای بسم الله.زود کاراتو بکن که بریم.
کاظم هم گفت حله،با فرمانده‌م صحبت می‌کنم و اجازه‌م رو می‌گیرم تا با هم بریم.
بعد از کاظم به مهدی زنگ زدم.گفتم دارم میرم، پایه‌ی اومدن هستی؟

🖋️ ادامه دارد...

#نهمین_سالگرد
#شهید‌مدافع‌حرم‌مهدی‌طهماسبی

•┈┈••✾❀🍃🥀🍃❀✾••┈┈•
#عارفان_مجاهد #مدافع_حرم
#شهید_عشریه #شهید_طهماسبی
🌐 | www.aref-e-mojahed.ir
📧 | info@aref-e-mojahed.ir

✅ عضو شوید👇
🔗 | @arefanemojahed
دیدگاه ها (۰)

Pat:7اسم: عاشق چشماش شدما.ت . توی راه گوشیم زنگ خورد. اصلا س...

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p4کوک:خب خب بفرما...

(دلداده)زنگ زدم جونگکوک به به ثانیه نکشید که جواب داد جونگکو...

قلدر مدرسه(part 10)ویو یوری مجبورن زنگ زدم به یونگیبوق بوق ب...

فیک تهیونگ

پارت ششسانا: اگر حرفم رو باور نکردی اشکال ندارهفقط بهم گوش ک...

پارت ۲ ویو ا.ت با صدای مزخرف زنگ گوشیم از خواب بلند شدم چند ...

پارت ۳۱🌧️ ویو آتبا هیون‌وو داشتم می‌رفتم سمت کلاس که صدای ته...

رمان :( تا وقتی که عاشقت شدم )

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆ ۲۱ پارتویو &چند دقیقه گذشت.ته...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط