{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می‌‌آیند ...

می‌‌آیند ...
تا تو را کشف کنند
و روحت را تصاحب
بی‌ هیچ مجالی برِ عشق

چنان سراسیمه
چنان سرد
چنان زخمه وار
که نخواهند دید ،
چگونه غروب می‌‌کند
غرورِ یک قلب
چگونه است
چکیدنِ کسی‌
از چشم های خودش
چگونه
شاعری
تحملش را از کنارِ شعر بر می‌دارد
و رو به حیرتِ یک خواب می‌‌رود

چگونه شب
فرصتِ ماندن را
از آدم خسته می‌‌گیرد
دیدگاه ها (۱)

.

.

.

.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط