{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ناز بودی ناز کردی من خریدارت شدم

ناز بودی ناز کردی من خریدارت شدم
آمدی با جان و دل سر گرم بازارت شدم
ای همه زیبایی ات در واژه ها جاری شده
شعربودی شعرگویان محو دیدارت شدم
خواستی با حلقه ی گیسو به دار آویزی ام
اختیاراز دست من رفت و گرفتارت شدم
دستها را حلقه کردی و نفهمیدم چرا
باهمه بدعهدی ات ناگه بدهکارت شدم
نازچشمانت مرا دیوانه خود کرده بود
وعده یک بوسه دادی و طلبکارت شدم
بی توشعرم رنگ غم دارد نمی فهمی مگر
از چه من رقصنده ی ساز پر آزارت شدم
باخم ابروی تو پشتم شکست ای بی وفا
یک نظر حتی نفهمیدی که تبدارت شدم
"عندلیبت"بودم و در بوستان پنهان شدی
با پرو بالی شکسته زار و بیمارت شدم‌
دیدگاه ها (۱)

شکستن در خودم غیر ارادی ستنفس هم از سرم دیگر زیادی ست"ابد" ح...

الهی بہ زندڪَیمانسرسبزے ببخشاز نعمت‌هایت سیرابمان ڪنبه قلبما...

سوختم ازدوری ات بابی قراری ساختمبی توعمری با غم چشم انتظاری ...

من غم انگیزترین کفتر پر سوخته امهردو لب رابه تن سوزن و نخ دو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط