تو تاکسی نشسته بودم
تو تاکسی نشسته بودم
طرف یه حرف قشنگی زد ، گفت
جوونای الان مثل تریاکیای قدیمن ، اونا پای منقل میشستنو دنیاشونو میساختن
بعد بلند میشدن میدیدن فقط یه ظرف خاکستر جلوشونه
جوونای الان پای گوشی میشیننو دنیاشونو میسازن بعد بلند میشن میبینن هیچی ندارن ...
طرف یه حرف قشنگی زد ، گفت
جوونای الان مثل تریاکیای قدیمن ، اونا پای منقل میشستنو دنیاشونو میساختن
بعد بلند میشدن میدیدن فقط یه ظرف خاکستر جلوشونه
جوونای الان پای گوشی میشیننو دنیاشونو میسازن بعد بلند میشن میبینن هیچی ندارن ...
- ۶۷۲
- ۱۶ شهریور ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط