{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از شمال محدود است، به آینده‌ای که نیست

از شمال محدود است، به آینده‌ای که نیست
به اضافهٔ غم پیری و سایهٔ مخوف ممات
از جنوب به گذشتهٔ پوچی پر از خاطرات تلخ
گاهی اوقات شیرین
مشرق، طلوع آفتاب عشق، صلح با مرگ
شروع جنگ حیات
مغرب، فرسنگ‌ها از حیات دور، آغوش تنگ گور
غروب عشق دیرین
این چه حدودی ست! آیا شنیده‌ای و میدانی؟
حدود دنیای متزلزلی است موسوم به: جوانی
دیدگاه ها (۱)

ﭘﺮﺳﻪ ﺩﺭ ﺧﺎﻙ ﻏﺮﻳﺐ ﭘﺮﺳﻪ اﻱ ﺑﻲ اﻧﺘﻬﺎﺳﺖ...

ﺗﻮﺿﻴﺢ:ﺑﺮاﻱ ﺯﺩﻭﺩﻥ ﻏﺒﺎﺭ ﻏﻢ اﺯ ﭼﻬﺮﻩ ﺩﻭﺳﺘﺎﻥ,ﺻﺒﺤﺘﻮﻥ ﺑﺨﻴﺮ

ای دوست به دوستی قرینیم ترا<هرجا که قدم نهی زمینیم ترادر مذه...

دلم گرفته است به ایوان می روم و انگشتانم را بر پوست کشیدهٔ ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط