ڪاش میشد لحظه اےبا قلب من همدم شود

ڪاش میشد لحظه اےبا قلب من همدم شود
جمعِ شادے باشد و از این دلم غم ڪم شود

حال و روزم را ببیند او در این حالِ خراب
بردلِ پُرزخم من اولحظه اے مرهم شود

بے تو جنّت را نمیخواهم به دوزخ دلخوشم
ڪاش میشد آخرش اقبالمان با هم شود

من ندارم الفتے هرگز به دنیا بے تو چون
با گسل هایش دلم چون ڪوچه هاے بم شود

میڪُشد آخر مرا این بغض مانده در گلو
ڪاش میشد سینه ام خالے زِ، هر ماتم شود

#مهنازنجفے

سلام.صبحتون عاشقانه
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‍‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌🍃💐🍃
دیدگاه ها (۰)

کاش میشد لحظه ای با قلب من همدم شود جمع شادی باشد و از این د...

💔🥀درد بی درمان شنیدی ؟حال من یعنی همین!بی تو بودن ،درد دارد!...

گر عارف حق بینی چشم از همه بر هم زنچون دل به یکی دادی، آتش ب...

مریم رضایی شاعر اسلام‌آبادی

قسمت ۱۰۸ و ۱۰۹🔹 #او_را ... 108لب هام رو به هم فشار دادم و ق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط