hi
عشق ایدل من پارت ⁴³
🐰و.. اینکه... بخشید اذیت شدی... 🦊فدای سرت. چشماش از درد جک مع سد ولی دستاش ور اورد تو صورتم و موهام ور کنا زد و دماغم ور بوسید 🦊راستی... چند دقه پیش یونگی اومد مارو دید 🐰خب که چه🦊خب اخه زشته تو اون وضعیت.. 🐰هیچم زشت نیست... 🦊کوک🐰عیب نداره بیب.... راست میگما دنده ام شکسته چرا دستام درد میکنه؟ 🦊چون استخون های دستات مو برداشته اقای محترم 🐰بد زدم خودمو چلاق کردم. گوشش رو گرفتم وگفتم 🦊تا تو باشی دیگه مست پشت ماشینش نشینی اونم وقتی تب داری 🐰اب ای ای بیب گوشم ور ول کن اخ (ول کن طلف شد:/🦊باشه خانم نویسنده 🐰دستت درد نکنه ) گوشی رو ول کردم و تخت ور به حالت اول در اوردم 🐰خب بگو ببینم ... تو با سون به ات تو پارک چه میکردی🦊تو کی.. 🐰پشت درخت قایم شده بودم 🦊خدا خیرت ندههه.هیچ حرف زدیم زنش ازخونه پرتش کرده بود بیرون مثل اینکه خونه اش نزدیک اون پارکه 🐰ها🦊حسودی کردی 🐰کی من نبابا 🦊از قیافه ات معلومه 🐰نه 🦊میگم کردی 🐰نکردم 🦊کردی🐰گیرم که کردم چیکار میکنی از دلم در بیاد 🦊این کار. خم شدم و خال رو گردنش رو بوسیدم 🐰چ... یه بار دیگه. دوباره خم شدم و بوسیدم 🐰خب... حالا بخشیدم.. 🦊ممنونم که بخشیدی 🐰خب خوابم میاد 🦊بخواب 🐰تو کجا میخوابی 🦊مبل 🐰بیا اینجا🦊اذیت میشی جونگ کوک دنده هات شکسته تو اونجا بخواب من م اینجا میخوابم 🐰باهش.. اذیت شدی بیا اینجا . رفتم خوابیدم ویو لیا رفتیم خونه ی فیلیکس این بار دومه که میام خونه اش کلی کیف کردیم رفتم تو اتاق و لباس هامو عوض کردم فیلیکس یه بولوز سبز یکمین سولار لش سبز پوشیده و بد شورا کمدی شیرینی درست کردن ای کرم میریخت ارد میریخت روم منم تخم مرغ زدم یه صورتش مجبورم بپرم به صورتش برسم ااا کیک رو پختیم وگذاشتیم فر مرغ سوخاری سفارش دادیم و خوردیم🐤لیا 🦋بله 🐤تولدت کیه 🦋اپریل 🐤عااا. چی دوست داری برات بخرم 🦋کتاب🐤واقعا؟ 🦋اوهوم🐤باهش بهترین کتاب رو برات میخرم🦋😆🐤😊 بالشت بازی کردیم.. می هو همیشه میگفت عین یه بچه ام راستم میگفت بالشت ور زدم به فیلیکس که پرت شد رو تخت و بازوش رو گرفت رفتم سمتش و گفتم🦋ببخشید محکم... /یه دفعه پرتم کرد رو تخت و اومد روم و لبام رو بوسید🐤راستش محکم نبود.. تشنم شد 🦋بوک لییی🐤جان🦋وای 🐤پاشو میبازیا تا ساعت یازده بالشت بازی کردیم بعدش خسته و کوفته وافتادیم یه گوشه 🐤هنوز یه بستنی میطلبه نه؟ 🦋اررره بستنی ور سفارش داد بعد چند دقه زنگ خورد باهم رفتیم جلو در ولی پیک نبود هیونجین بود. منو که دید پشماش ریخت و دهنش وا شد و داشت این طوری 🫵به جفتمون اشاره میکرد هیونجین رو کشید تو در رو بست
شرط دو تا فالو شش لایک
🐰و.. اینکه... بخشید اذیت شدی... 🦊فدای سرت. چشماش از درد جک مع سد ولی دستاش ور اورد تو صورتم و موهام ور کنا زد و دماغم ور بوسید 🦊راستی... چند دقه پیش یونگی اومد مارو دید 🐰خب که چه🦊خب اخه زشته تو اون وضعیت.. 🐰هیچم زشت نیست... 🦊کوک🐰عیب نداره بیب.... راست میگما دنده ام شکسته چرا دستام درد میکنه؟ 🦊چون استخون های دستات مو برداشته اقای محترم 🐰بد زدم خودمو چلاق کردم. گوشش رو گرفتم وگفتم 🦊تا تو باشی دیگه مست پشت ماشینش نشینی اونم وقتی تب داری 🐰اب ای ای بیب گوشم ور ول کن اخ (ول کن طلف شد:/🦊باشه خانم نویسنده 🐰دستت درد نکنه ) گوشی رو ول کردم و تخت ور به حالت اول در اوردم 🐰خب بگو ببینم ... تو با سون به ات تو پارک چه میکردی🦊تو کی.. 🐰پشت درخت قایم شده بودم 🦊خدا خیرت ندههه.هیچ حرف زدیم زنش ازخونه پرتش کرده بود بیرون مثل اینکه خونه اش نزدیک اون پارکه 🐰ها🦊حسودی کردی 🐰کی من نبابا 🦊از قیافه ات معلومه 🐰نه 🦊میگم کردی 🐰نکردم 🦊کردی🐰گیرم که کردم چیکار میکنی از دلم در بیاد 🦊این کار. خم شدم و خال رو گردنش رو بوسیدم 🐰چ... یه بار دیگه. دوباره خم شدم و بوسیدم 🐰خب... حالا بخشیدم.. 🦊ممنونم که بخشیدی 🐰خب خوابم میاد 🦊بخواب 🐰تو کجا میخوابی 🦊مبل 🐰بیا اینجا🦊اذیت میشی جونگ کوک دنده هات شکسته تو اونجا بخواب من م اینجا میخوابم 🐰باهش.. اذیت شدی بیا اینجا . رفتم خوابیدم ویو لیا رفتیم خونه ی فیلیکس این بار دومه که میام خونه اش کلی کیف کردیم رفتم تو اتاق و لباس هامو عوض کردم فیلیکس یه بولوز سبز یکمین سولار لش سبز پوشیده و بد شورا کمدی شیرینی درست کردن ای کرم میریخت ارد میریخت روم منم تخم مرغ زدم یه صورتش مجبورم بپرم به صورتش برسم ااا کیک رو پختیم وگذاشتیم فر مرغ سوخاری سفارش دادیم و خوردیم🐤لیا 🦋بله 🐤تولدت کیه 🦋اپریل 🐤عااا. چی دوست داری برات بخرم 🦋کتاب🐤واقعا؟ 🦋اوهوم🐤باهش بهترین کتاب رو برات میخرم🦋😆🐤😊 بالشت بازی کردیم.. می هو همیشه میگفت عین یه بچه ام راستم میگفت بالشت ور زدم به فیلیکس که پرت شد رو تخت و بازوش رو گرفت رفتم سمتش و گفتم🦋ببخشید محکم... /یه دفعه پرتم کرد رو تخت و اومد روم و لبام رو بوسید🐤راستش محکم نبود.. تشنم شد 🦋بوک لییی🐤جان🦋وای 🐤پاشو میبازیا تا ساعت یازده بالشت بازی کردیم بعدش خسته و کوفته وافتادیم یه گوشه 🐤هنوز یه بستنی میطلبه نه؟ 🦋اررره بستنی ور سفارش داد بعد چند دقه زنگ خورد باهم رفتیم جلو در ولی پیک نبود هیونجین بود. منو که دید پشماش ریخت و دهنش وا شد و داشت این طوری 🫵به جفتمون اشاره میکرد هیونجین رو کشید تو در رو بست
شرط دو تا فالو شش لایک
- ۱۱.۵k
- ۲۵ دی ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط