صدای تو سبزینه آن گیاه عجیبی است که در انتهای صمیمیت حزن
صدای تو سبزینه آن گیاه عجیبی است که در انتهای صمیمیت حزن می روید...
و به قول خودت "باید کاری کنی"تا آرام بگیری"باید بیایی و برگردی"تا هیچ کس نتواند بگوید که این دقیقه ها "دقیقه های آخر"است!
"کاش بدانی""روزهای اطلسی"انتظار تو را می کشد و "روز برقی"در نگاه سرد"عصر پاییزی""بی تو می میرد""مثل شیشه"نباش.بلند شو و "نگران"نگرانی مادرت باش که "عشق یعنی این"...
در این"روزهای سخت"تلاش کن برای زنده ماندن.تو خدایی را "ستایش"می کنی که حتی هنوز که "قلبت رو تکرار"است."نفس"کشیدنت را دوست دارد.توهم "نبض احساس"خودت را بگیر و بلند شو.بمان و بگو برایمان از"یکی بود یکی نبود"...
مگر تو به خدایت نگفتی که خدایا"نگران منی"؟
و به قول خودت "باید کاری کنی"تا آرام بگیری"باید بیایی و برگردی"تا هیچ کس نتواند بگوید که این دقیقه ها "دقیقه های آخر"است!
"کاش بدانی""روزهای اطلسی"انتظار تو را می کشد و "روز برقی"در نگاه سرد"عصر پاییزی""بی تو می میرد""مثل شیشه"نباش.بلند شو و "نگران"نگرانی مادرت باش که "عشق یعنی این"...
در این"روزهای سخت"تلاش کن برای زنده ماندن.تو خدایی را "ستایش"می کنی که حتی هنوز که "قلبت رو تکرار"است."نفس"کشیدنت را دوست دارد.توهم "نبض احساس"خودت را بگیر و بلند شو.بمان و بگو برایمان از"یکی بود یکی نبود"...
مگر تو به خدایت نگفتی که خدایا"نگران منی"؟
- ۲.۷k
- ۲۲ آبان ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط