{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیدے وقتے توی‌جادہ هاے مہ گرفته‌ے شمال میرونی

دیدے وقتے توی‌جادہ هاے مہ گرفته‌ے شمال میرونی
مہ جلو دیدتُ میگیرہ و هیچے جز خط سفیداے وسط جادہ نمیبینی...؟
از روزے ڪہ دیدمت
انگار همـہ چیزو مہ گرفته...
چشمام فقـط تو رو میبینه♥️ ࣪#شخصی
دیدگاه ها (۳)

تو چشام خیره شد و گفت:آخ که نمیدونی وقتی قهوه‌ای‌ سوخته‌یچشا...

تا بوده قلبِ آدمی،عزیز ترینِ جانِ او بوده و هست...حالا فکرش ...

the hardeat way ۸

in your eyes

ادامه ی داستان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط