{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مجبورم

مجبورم


لباسِ غریبه ها را تن کنم...
خودم را
به یک باجه ی تلفن همگانی برسانم
به امید یک لحظه شنیدنِ صدای بمِ تو
شماره ات را بگیرم
کاش هیچوقت باهم آشنا نمیشدیم
نمیدانستم تو غریبه ها را
بیشتر دوست داری!

ساناز_نجفی
دیدگاه ها (۱۱)

از این غم پنهانُ این گریه ی ناغافلپیداست چه خواهد کرد رویای ...

.آشکارا نهان کنم تا چند!؟دوست می‌دارمت به بانگ بلند... عراقی...

پارت ۱۸۶

ادامه پارت ۲...+چرا... چرا این کارو کردی؟اون وو زانو زد تا ه...

دوپارتی از هان: (وقتی که....) p۱(تو انتخاب عکس مغزم ریده بود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط