{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باز هم جمعه شد

باز هم جمعه شد
وُ
شعرِ من
وُ
عشقِ تو
وُ
حالِ خراب . . .
من وُ یک عمر عذاب . . .
وَ من از دلتنگی
خسته و دلزده و زار و پریشان
شده ام . . .
دیدگاه ها (۳)

گاهی سکوت میکنی!چون؛اینقدر رنجیدی که نمیخوای حرف بزنی!سکوت گ...

گفتــم... فراموشت ڪنـم... دل بے هوا فریاد زد... تا من برا...

آدم هاعجیب بی رحم می‌شونددرست از وقتی که می‌فهمندچقدر دوستشا...

حال این روزهایم تعریفی ندارد ؛شده ام " بن بستی " که هر کس می...

دلتنگی که شعر نمی خواهدکافیست بنویسیعصرهای جمعهبلندترینو دلگ...

(تنهایی)

راستی عمر آدم هم با شعر تمام میشود یادت باشد! ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط