{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مشکلات خانواده بی تی اس

مشکلات خانواده بی تی اس
پ : ۵
روز اول گذشت
۱۴: ۵۰
هوپ : خب داداشا براتون خبر خوب دارم
جین : چه خبری ؟؟
ته : بزار حدس بزنم قراره دوستامون رو ببینیم ؟!
هوپ : نه
کوک : مامان بهمون پول داده؟!
هوپ : کاش . ولی نوچ
شوگا : تخت خواب خریدی ؟!
هوپ: نوچ . خوابالو
جیمین : می خوایم بریم استقبال نامجون؟!
هوپ : میریم ولی خبر خوب من نیست
جین: خب بگو دیگه
هوپ : پسفردا کنسرت می‌کاتسو عه ( بچه ها همین جوری یکی رو آوردم )
(خوشحال)
همه : هووووراا🎉 ( خوشحال )
جیهوپ : من بلیت گرفتم
به همه بلیت رو داد
جین : خب باید بریم خوراکی بخریم
شوگا : الان نخر ته و جیمین و کوک تمومش می کنن
جین : راست میگی
جونگ کوک : حالا لازم نبود ضایع مون کنی ( یه کوچولو عصبانی )
ته : آره
جیمین ( چشم بسته و کمی عصبانی سر تکون میده )
هوپ : خب بیخیال کنسرت ساعت پنج عه قبلش می‌خریم
جیمین : اوکیه
بقیه هم سر تکون می دن
شوگا : خب بچه هابیاین تا خونه کثیف نشده خونه رو تمیز کنیم
هوپ : فکر عالیه عه
۱۵: ۲۱
ته : خب زود تموم شد
جیمین: آره
جین : خب بچه ها من براتون برنامه دارم
شوگا : تو دیگه چی ؟
جین ( عکس یه ساحل رو نشون می ده )
جین : بعد از کنسرت میکاتسو بریم این جا
ته : ووو باحاله .
جیمین : آره بریم
هوپ : حالا تا کی ؟
کوک : هتلی چیزی ...؟
شوگا: تازه ما اینقدر قراره خرج کنیم ،
اصلا پولی داریم ؟!
جین : من فکر همه ی اینارو کردم .
هتل : یه هتل باکلاس شبی ۱۰ میلیون
زمان : یه هفته
پول : ۱میلیارد تو جیب دارم( احساس قدرت )
هوپ : خب خوبه
۱۶: ۵۵
جین: اوه
ته : ها؟
)توجه همه رفت سمت جین )
جین: این فیلمه خیلی قشنگه
کوک : چه فیلمی ؟
جین : فیلم ستارگان دریا
همه : ستارگان دریا ؟
هوپ : اوه .اوه راستی این ساعت ۸ شب میده تو تلوزیون
ته : خب بعد از اومدن نامی بریم ببینیمش
شوگا : فکر خوبیه
۱۶:۰۰
جین : خب بچه ها نامی بهم زنگ زد و گفت که غذا درست کنیم
ته : ( ماهیتابه به دست ) من درست می کنم
شروع کرد
۱۷: ۳۰
جین : ته خب غذا آمادست؟
ته : آره
جین : خب بچه ها کی میاد بریم استقبال خیانت کار ؟
کوک : من میام
شوگا : من با چاقو میام
جین: 😒 حالا من گفتم خیانت کار تو چرا فاز میگیری ؟
شوگا: باشه حالا
جیمین: منم میام
ته : من میمونم
هوپ : منم
۱۸:۱۵
جین: خب بچه ها بزارین به نامی زنگ بزنم
زنگ زد نامی
ج : الو دادا ما الان فرود گاه هیم تو کجای ؟
ن : من دیدمت
نامی قطع کرد
) صدای داد)
ن : هی هی
کوک : اوه سلام نامی
جیمین : سلام
جین : سلام
شوگا : سلام
نامی: سلام بچه ها
جین : خب داداش بیا بریم خونه .
۱۸: ۴۰
ته : خب داداشی بیا غذا
نامی : دستت درد نکنه
۱۹ : ۳۰
نامی : راستی من میوه خریدم
شوگا : آره می دونیم ۷۸ کیلو
نامی چمدون رو آورد
نامی : ...........


اینم از این پارت
حمایت یادت نره 😘
راستی به امید ۱۰۰ تایی مون 😉
دیدگاه ها (۱)

🤣🤣🤣🤣🤣🤣

من نمی دونم اینو باچه رویی گذاشتم🤣🤣🤣

۷۰ تایی مون مبارک 🥳🥳🎆🎊🎉

حرفی ندارم موقعیت من : 🤣🤣🤣🤣

پارت سیزدهمدر آغوش زندان که یهو گوشی ته زنگ میخوره گوشیش رو ...

کوتوله دوست داشتنی من پارت ۶

کوتوله دوست داشتنی من پارت 5.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط