{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تک پارتی از جونگکوک

تک پارتی از جونگکوک

ویو ات
دیگه مثل قبل نیستم من ات و دوسال با جونگکوک ازدواج کردم و یه دوست دارم به اسم لینا منو لینا دوست های صمیمی بودیم و چند روز پیش لینا تصادف کرد و مرد و بعد مرگش دیگه آدم سابق نشدم خیلی غذا نمی خوردم ، بیشتر می خوابم دیگه با کوک صحبت نمی کنم دیگه حال هیچ کس رو ندارم و دیگه تصمیم رو گرفتم
ویو جونگکوک
چند وقتی هست که ات دیگه صحبت نمی کنه غذا کم می خوره افسرده شده دلم نمی خواد این جوری ببینمش و می ترسم که دست به کاری بزنه واسه همین بیشتر توی خونه می مونم که مراقبش باشم
ویو ات
نشسته بودم رو مبل و داشتم عکسای خودمو لینا رو نگاه می کردم که بلند شدم و رفتم توی آشپزخونه کوک رفته بود برام خوراکی بگیره
ویو کوک
رفتم سریع برای ات خوراکی بگیرم که وقتی برگشتم دیدم ات چاقو رو روی دستش گذاشته و می خواد رگشو بزنه
کوک : ات داری چه غلطی می کنی ها من واست مهم نیستم مامان و بابات تمام کسایی که دوستت دارن چون لینا مرده دلیل نمی شه خودتو بکشی ( داد و بغض )
ات آمد بغلم فکر کنم الان بریم بخوابیم بهتر باشه
سه سال بعد
ویو کوک
ات از اون موقع حالش بهتر شد و الان ات هفت ماهه که بار داره و ما داریم یه خانواده شاد رو می سازیم


پایان




حمایت
دیدگاه ها (۰)

تکپارتی اسمات ویو ات سلام من ات هستم و با شوگا یک سال می شه ...

تکپارتی از تهیونگ ویو ات سلام من ات هست سه سال با تهیونگ ازد...

تک پارتی از شوگا ات : بسه دیگه شوگا : زنیکه عوضی و طبق معمول...

#سناریو موضوع اسلاید بعد نامجون : چه آهنگ قشنگیه جین : ( ایش...

الفتک پارتی از کوک سلام من ات دو سالی میشه که با جونگکوک توی...

#سناریو_بی_تی_اس موضوع اسلاید بعد ( فقد اونا از داداششون متن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط