پارت¹¹
پارت¹¹
ل/: صحیح
✦: هعی
ل/: اون لیلی نی داره میاد طرفمون
✦: عه راس میگی
لی/: اووو میبینم خانم گیجم اینجاس
✦: وای لیا باز چته،اها فهمیدم بخاطر اون بیچاره پسرس
ل/: وای اره پسره بدبخت فرار کرد
لی/: اهههه اصلا به شماها چه ربطی داره
✦: اخییی بهت برخورد نینی کوچولو * خنده*
✦: اه بسه دیگه حوصلمو سر بردی
لی/: مگه دلقکتم اسکل
✦: وای گمشو حوصلم سر رفت
ل/: اجی بیا بریم بگردیم میخوای
✦: اوککک
لی/: نمیدونستم خواهر داری اسکل
ل/: لیا من جات بودم اینقد دور و بر الیسا نمیگشتم
لی/: چرا چطور
ل/: این عصبی بشه تورو با خاک یکسان کرده
لی/: گوه خورده
✦: لیلی ولش الان ریده تو خودش
ل/: * خنده* اره فک کنم
لی/:* یقه الیسا رو گرف و بالا کشید*
✦: هوی،هوی چیکار داری میکنی کصکش عوضی
لی/: کاری میکنم که باید هزار سال پیش میکردمو
✦: * با یه حرکت دست لیا گرفتو از یقهش جدا کرد*
لی/: ها
✦: لیا من سعی کردم ادمت کنم ولی تو نشدی پس دیگه کاریت ندارم ولی... * یه مشت زد تو صورت لیا که جاش موند*
ل/: صحیح
✦: هعی
ل/: اون لیلی نی داره میاد طرفمون
✦: عه راس میگی
لی/: اووو میبینم خانم گیجم اینجاس
✦: وای لیا باز چته،اها فهمیدم بخاطر اون بیچاره پسرس
ل/: وای اره پسره بدبخت فرار کرد
لی/: اهههه اصلا به شماها چه ربطی داره
✦: اخییی بهت برخورد نینی کوچولو * خنده*
✦: اه بسه دیگه حوصلمو سر بردی
لی/: مگه دلقکتم اسکل
✦: وای گمشو حوصلم سر رفت
ل/: اجی بیا بریم بگردیم میخوای
✦: اوککک
لی/: نمیدونستم خواهر داری اسکل
ل/: لیا من جات بودم اینقد دور و بر الیسا نمیگشتم
لی/: چرا چطور
ل/: این عصبی بشه تورو با خاک یکسان کرده
لی/: گوه خورده
✦: لیلی ولش الان ریده تو خودش
ل/: * خنده* اره فک کنم
لی/:* یقه الیسا رو گرف و بالا کشید*
✦: هوی،هوی چیکار داری میکنی کصکش عوضی
لی/: کاری میکنم که باید هزار سال پیش میکردمو
✦: * با یه حرکت دست لیا گرفتو از یقهش جدا کرد*
لی/: ها
✦: لیا من سعی کردم ادمت کنم ولی تو نشدی پس دیگه کاریت ندارم ولی... * یه مشت زد تو صورت لیا که جاش موند*
- ۹۴
- ۰۹ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط