پارت چهار
پارت چهار
زندگی جدید
-نزوکو سریع تر وگرنه دیر میرسیم.
نزوکو نفس زنان میگه:《ولی ما همینجوری راه هم بریم نیم ساعت زود تر از موقعی که باید زود میرسیم.》
همون طور که دارم میدوم و تانجیرو و نزوکو پشت سرم میان میگم:《زود رسیدن هیچ اشکالی نداره تازه ورزش هم میکنیم.》
نزوکو غر غر کنان میگه:《همینجوری هاشیرا ها معلممون هستن کلی کار میگن انجام بدیم تا هم سبک تنفسی را یاد بگیریم و هم بدنامون قوی بشه.لازم نیست دیگه تو هم بهمون ورزش بدی.》
میگم:《هر چقدر هم تمرین کنی باز نیاز داری تمرین کنی تا قوی بشی باز هم کمه.》
نزوکو بقیه راه را غرغرکنان پابه پام میدوه . تانجیرو هم ریز ریز بقیه راه را میخنده.وقت هایی که منو نزوکو اینجوری با هم حرف میزنیم دخالت نمیکنه و ریز ریز میخنده.
توی مدرسه، هاشیرا ها معلممون هستن .معمولا برای اینکه کسی متوجه نشه که این مدرسه و بقیه مدارسی که خانواده اوبایشیکی ساختن در اصل یک پایگاه آموزشی برای شیطان کش ها بوده ،ما مجبور هستیم درس های مدارس عادی را هم یاد بگیریم و هاشیرا ها و شیطان کش هایی که رتبشون نزدیک هاشیرا هست به ما آموزش میدن.
بعد از کلی دویدن،ما چهل و پنج دقیقه زودتر از موقع ،ما به مدرسه رسیدم.ما جزو اولین افرادی بودیم که اومده بودن.
----چهل و پنج دقیقه بعد
زنگ اول ما ریاضی با استاد سانمی داشتیم.تنها مشکلش اینکه چرا باید زنگ اول ریاضی اون هم با بد اخلاق ترین معلم داشته باشیم.
منو تانجیرو سال اول دبیرستان هستیم و نزوکو سال آخر راهنمایی هستش واسه همین نزوکو ازمون جدا شد و رفت بخش راهنمایی مدرسه.
این مدرسه و بقیه مدارسی که مال سپاه شیطان کش ها هست در حدی بزرگن که از مقطع دبستان تا دانشگاه را دارن موقع و بعد از اون دانشگاه رشته ای را باید انتخاب کنیم که اگر هاشیرا شدیم باید
کمکمون کنه توی مدرسه های شیطان کش ها آموزش بدیم.
استاد سانمی وارد کلاس داره میشه.
حاضرم شرت ببندم که برامون سوال های آزمون ورودی ناسا را آورده. یزید هم جلوی ایشون کم میاره.
کلاس شروع ریاضی شروع میشه. استاد سانمی خوب درس میده ولی امتحاناش...
-آکاری بیا این سوال رو حل کن.
غلط کردم.
از جام بلند میشم و میرم سمت تخته.اول نگاهی به سوال میکنم و بعد شروع میکنم به حل کردن.
وقتی از جواب را نوشتم،نگاهی به جوابم کرد و گفت:《بعد از شیش نفر،تو اولین کسی هستی که جواب را درست نوشته.یاد بگیرد از آکاری جقله ها که مثل اون درس بخونید.》
سریع رفتم سر جام نشستم.این سوال را توی کتابم که ازمون های ریاضی بین المللی برگزار میکردن پیدا کرده بودم و تونستم اینجا هم حلش کنم.
زنگ بعد با هیجیمه ساما کلاس مدنی داشتیم و زنگ سوم با استاد گیو ورزش.
زنگ ورزش مدرسه ی ما یا همون آکادمی کیمیتسو با کل مدارسی که زیر نظر سازمان شیطان کش فعالیت نمیکنن متفاوت هست.هاشیرای آب آسون بهمون تنفس آب را یاد میده و باید یک تنفس دیگه ای در کنارش انتخاب کنیم که بهمون یاد بدن.من تنفس آب و شعله را استفاده میکنم ،تنفس شعله خیلی به تنفس خورشید نزدیک تره واسه همین واسه من راحت تره.
زنگ آخر هم هنر با استاد میتسوری داشتم .معمولا این کلاسمون تا ساعت دو طول میکشه و ما حق داریم یک کلاس از هر درسی که میخوایم انتخاب کنیم و توی اون شرکت کنیم.معمولا انتخاب ورزش خیلی رواج داره چون همه میخوان قوی تر بشن اما من کامپیوتر را انتخاب کردم. من نمیخوام فقط از نظر قدرت بدنی قوی بشم و همینطور دنیا داره با هوش مصنوعی جلو میره.چرا من نرم؟
#شیطان_کش #تیغه_شیطان #شیطانکش #انیمه_تانجیرو #رمان_شیطان #آکادمی_کیمیتسو #تانجیرو_کامادو
زندگی جدید
-نزوکو سریع تر وگرنه دیر میرسیم.
نزوکو نفس زنان میگه:《ولی ما همینجوری راه هم بریم نیم ساعت زود تر از موقعی که باید زود میرسیم.》
همون طور که دارم میدوم و تانجیرو و نزوکو پشت سرم میان میگم:《زود رسیدن هیچ اشکالی نداره تازه ورزش هم میکنیم.》
نزوکو غر غر کنان میگه:《همینجوری هاشیرا ها معلممون هستن کلی کار میگن انجام بدیم تا هم سبک تنفسی را یاد بگیریم و هم بدنامون قوی بشه.لازم نیست دیگه تو هم بهمون ورزش بدی.》
میگم:《هر چقدر هم تمرین کنی باز نیاز داری تمرین کنی تا قوی بشی باز هم کمه.》
نزوکو بقیه راه را غرغرکنان پابه پام میدوه . تانجیرو هم ریز ریز بقیه راه را میخنده.وقت هایی که منو نزوکو اینجوری با هم حرف میزنیم دخالت نمیکنه و ریز ریز میخنده.
توی مدرسه، هاشیرا ها معلممون هستن .معمولا برای اینکه کسی متوجه نشه که این مدرسه و بقیه مدارسی که خانواده اوبایشیکی ساختن در اصل یک پایگاه آموزشی برای شیطان کش ها بوده ،ما مجبور هستیم درس های مدارس عادی را هم یاد بگیریم و هاشیرا ها و شیطان کش هایی که رتبشون نزدیک هاشیرا هست به ما آموزش میدن.
بعد از کلی دویدن،ما چهل و پنج دقیقه زودتر از موقع ،ما به مدرسه رسیدم.ما جزو اولین افرادی بودیم که اومده بودن.
----چهل و پنج دقیقه بعد
زنگ اول ما ریاضی با استاد سانمی داشتیم.تنها مشکلش اینکه چرا باید زنگ اول ریاضی اون هم با بد اخلاق ترین معلم داشته باشیم.
منو تانجیرو سال اول دبیرستان هستیم و نزوکو سال آخر راهنمایی هستش واسه همین نزوکو ازمون جدا شد و رفت بخش راهنمایی مدرسه.
این مدرسه و بقیه مدارسی که مال سپاه شیطان کش ها هست در حدی بزرگن که از مقطع دبستان تا دانشگاه را دارن موقع و بعد از اون دانشگاه رشته ای را باید انتخاب کنیم که اگر هاشیرا شدیم باید
کمکمون کنه توی مدرسه های شیطان کش ها آموزش بدیم.
استاد سانمی وارد کلاس داره میشه.
حاضرم شرت ببندم که برامون سوال های آزمون ورودی ناسا را آورده. یزید هم جلوی ایشون کم میاره.
کلاس شروع ریاضی شروع میشه. استاد سانمی خوب درس میده ولی امتحاناش...
-آکاری بیا این سوال رو حل کن.
غلط کردم.
از جام بلند میشم و میرم سمت تخته.اول نگاهی به سوال میکنم و بعد شروع میکنم به حل کردن.
وقتی از جواب را نوشتم،نگاهی به جوابم کرد و گفت:《بعد از شیش نفر،تو اولین کسی هستی که جواب را درست نوشته.یاد بگیرد از آکاری جقله ها که مثل اون درس بخونید.》
سریع رفتم سر جام نشستم.این سوال را توی کتابم که ازمون های ریاضی بین المللی برگزار میکردن پیدا کرده بودم و تونستم اینجا هم حلش کنم.
زنگ بعد با هیجیمه ساما کلاس مدنی داشتیم و زنگ سوم با استاد گیو ورزش.
زنگ ورزش مدرسه ی ما یا همون آکادمی کیمیتسو با کل مدارسی که زیر نظر سازمان شیطان کش فعالیت نمیکنن متفاوت هست.هاشیرای آب آسون بهمون تنفس آب را یاد میده و باید یک تنفس دیگه ای در کنارش انتخاب کنیم که بهمون یاد بدن.من تنفس آب و شعله را استفاده میکنم ،تنفس شعله خیلی به تنفس خورشید نزدیک تره واسه همین واسه من راحت تره.
زنگ آخر هم هنر با استاد میتسوری داشتم .معمولا این کلاسمون تا ساعت دو طول میکشه و ما حق داریم یک کلاس از هر درسی که میخوایم انتخاب کنیم و توی اون شرکت کنیم.معمولا انتخاب ورزش خیلی رواج داره چون همه میخوان قوی تر بشن اما من کامپیوتر را انتخاب کردم. من نمیخوام فقط از نظر قدرت بدنی قوی بشم و همینطور دنیا داره با هوش مصنوعی جلو میره.چرا من نرم؟
#شیطان_کش #تیغه_شیطان #شیطانکش #انیمه_تانجیرو #رمان_شیطان #آکادمی_کیمیتسو #تانجیرو_کامادو
- ۱.۳k
- ۲۹ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط