{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیده را صد بار شستم ، وا نشد

دیده را صد بار شستم ، وا نشد
آنچه را گـم کرده ام ، پـــــیدا نشد

هرکسی با شیوه ای دل را شکست
یک نفـــــر دلســوز حـال مـا نشــد

هیچ کس در دل شکستن ، مثل تو
خشک وبی احساس و بی پروا نشد

وعده هایی را که دادی، پـوچ بود
قول هایت، هیچ یک اجــرا نشــد

گم شدی همواره در کابوس هــا
خواب تو ، یکـــــبار هم رویـا نشد

چهره از آئیـــــــــنه تا آئــــینه ای
فرق ها دارد ، ولـی زیـــبـــا نشد

باز ، موکــول به فــردا می کنی؟
درد این دل ، چاره تا فـــردا نشد

ادعای عاشقی ، حرف است، حرف
هر دلی ، هم وسـعت دریـا نشد...
دیدگاه ها (۱)

تو رها در من و من محو سراپاے توامتو همہ عمر من و من همہ دنیا...

نشستی آخرش از رازِ قلبم سر درآوردیته و تویِ معمای مرا آخر در...

شعر از من و شاعرانہ هایش باتوعشق از من و عاشقانہ هایش با توم...

امشب از قصّه پرم حوصله داری، یا نه ؟می توانی به دلم دل بسپار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط