{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رنجیده ام

رنجیده ام
دستم را در دستِ لحظه ات بگذار
که آغوشِ این شهر افق ندارد
که خواهش بزرگی‌ ‌ست
دلتنگ نبودن در کوچ
و آرزو یِ زیبائی ست
باز گشت
دیدگاه ها (۱)

دقیقا نمی‌دونم کجایِ یک رابطه باید دل رو به دریا زد نمی‌دون...

رنجشی نیست آدم‌ها همینندخوبند ولی‌ فراموش کارمی‌آیندمی‌ مان...

روز‌های عجیبی‌ را میگذرانمروز‌هایی‌ که دلم می‌خواهد ساعت‌ها ...

مرگ شاید قهقهه پُر از بغض دخترکی باشد که مورد تهاجم تحقیر ها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط