{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سناریو تک پارتی

سناریو تک پارتی
اسم: قیافه ایزوکو
ایزوکو که داشت توی کلاسش به دانش آموز هاش درس میداد دوتا از اون ها دردسر درست کرده بودن، حدس بزنید چیکار کرده بودن؟ روی تخته نوشته بودن داینامات (همون باکوگو خودمون) و دکو سنسه تا ابد (همون باکودکو منظورشونه😂)
و به دفتر ایزوکو و معلمای دیگه مثل آیزاوا فرستاده شدن.

همونطور که میبینید اونها از ایزوکو عذرخواهی کردن و آیزاوا و بقیه هم دارن به قیافش میخند.

یامادا: فقط منم یا اون بچه شبیه خرگوشه؟

💤: فقط تو نیستی احمق هممون همین رو فکر میکنیم😑

یامادا: من چمیدونم تو همیشه یا خوابی یا دنبال کیسه خوابت هستی زیبا خفته.

این دوتا هم که داشتن جر و بحث روزانه شون رو انجام میدادن المایت گفت: البته دروغ هم نمیگین میدوریا ی جوان وقتی بچه تر بود شبیه خرگوش بود ولی تاحالا ورژن عصبانیش رو ندیده بودم😂

عذرخواهی اون دوتا دانش آموز هم تموم شد که ایزوک متوجه اون ها شد و سمتشون رفت.

🥦: دارین درمورد چی حرف میزنین درمورد بقیه دانش آموز های یو ای هست؟

💤: نگران نباش بچه مشکل (ایزاوا همیشه تو انیمه ورژن انگیلیسی به ایزوکو اینو میگه) درمورد چیز خاصی حرف نمی‌زنیم.

المایت: درسته میدوریای جوان. فکر کنم باکوگوی جوان یه چند دقیقه ی دیگه میرسه بهتر آماده بشی و بری.

🥦: واقعا؟ به من خبر نداده بود! (ایزوکو آهی کشید و گفت : از دست تو کاچان.....باشه ممنون المایت من دیگه میرم خدافظ ایزاوا سنسه و یامادا سنسه!

اونها هم خدافظی کردن و ایزوکو رفت.

خب. خوب بود؟
دیدگاه ها (۱۸)

سناریوی شماره ۲ تک پارتی.اسم:دکو تنهام نذار.زمان وقتی دکو از...

سناریو:زخم التیامی/پارت ۵(موقعیت:UA ) (زمان: ۶:۴۲)**نویسنده*...

پارت سه کوک: نهمیسو: به هر حال که تو مدرسه میری بیا دیگه( کو...

ریاکشن

سناریو در خواستیییی چیفویو

بچه هاااااااااااامن کلا نارو رو خاک کردم مرددیگه نارو وجودی ...

سناریوی شماره ۳ تک پارتی. نکته:من هرچی فکر کردم گفتم بزار ای...

سایه ای در راهرو های نقره ای

فیک: زندگی برام معنایی نداشت تا وقتی که...پارت پنجم(اخر)(فرد...

من امده ام وای وایهیهیهیهی🗣(ساعت ۷:۳۵ دقیقه کلاس۳)در حالی هم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط